تحصيلات تکميلي

نام و نام خانوادگي : محمود اماني

دانشكده : ادبيات و علوم انساني

استاد راهنما : دکتر مرتضي حاج حسيني

تاريخ دفاع : 1/12/84

رشته و گرايش : فلسفه-منطق

استاد مشاور : -

نقد و بررسي تئوري توصيفات راسل

چكيده

در اين تحقيق با استفاده از منابع فارسي و خارجي و به روش تحليل محتوايي و اسنادي تلاش شده است تا اهداف زير محقق گردد:

1- بيان جايگاه تئوري توصيفات راسل در فلسفه ي زبان.

2- بيان ديدگاه هاي مختلف فلاسفه ي زبان بويژه راسل – استراوسون – دانلان و كريپكي.

3- ارزيابي تئوري توصيفات راسل و ديدگاه هاي مختلف درباره آن.

با توجه به تحقيقات مطرح شده تفاوت نظريات راسل و استراوسون و دانلان كاملاً آشكار مي گردد كه از نظر راسل اگر شخصي يا شيءاي با توصيف معرفه متناسب نباشد ، گزاره (قضيه) وجودي مشتمل برآن توصيف كاذب خواهد بود در حاليكه بر طبق نظر استراوسون چنين گزاره اي نه صادق و نه كاذب است . اما از نظر دانلان قبل از تشخيص نوع كاربرد شخص از توصيف معرفه در ضمن اين گونه گزاره ها ، نمي توان در باره ي ارزش صدق آن گزاره نظر داد . از ديدگاه دانلان نيز اگر كاربرد توصيف در اينگونه گزاره ها اسنادي باشد گزاره صادق (كاذب) نيست اما اگر كاربرد توصيف اشاره اي باشد.ممکن است كه گزاره صادق (كاذب) باشد.

بنا بر اين بر اساس نظر دانلان تحليل راسل دربرگيرنده ي كاربرد اسنادي توصيفات است و بر كاربرد اشاره اي توصيفات قابل انطباق نيست . بيان استراوسون هم مبهم است زيرا دقيقاً ميان اين دو گونه كاربرد (اسنادي و اشاره اي) تمايزي قائل نشده است.

در پايان كريپكي ضمن بيان انتقادات مطرح در خصوص اسامي خاص و توصيفات معين به صورت تلويحي از نظريه ي راسل جانبداري كرده و در عين حال نگره جايگزيني را مطرح ساخته كه بر اساس آن اگر چه نام, وصفي با ظاهر مبدل نيست، يا تجمعي از وصفها را خلاصه مي كند يا در هر صورت مرجعش را با چنين تجمعي تعيين مي‌كند . آن نظريه همان نگره ي مفهوم تجمعي نام هاي كريپكي است .