تحصيلات تکميلي

تاريخ دفاع : 10/7/84

رشته و گرايش : زبان فارسي-ادبيات

استاد مشاور : دکتر مهدي تدين

نام و نام خانوادگي : غلامحسين جعفري

دانشكده : ادبيات و علوم انساني

استاد راهنما : دکتر محمدرضا نصراصفهاني

مقايسه تغزلات قيس بن ملوّح (مجنون ليلي) و غزليات سعدي

چكيده

نوشتار حاضر مقايسه اي است ميان تغزلات مجنون و غزليات سعدي که در بردارنده ي تعابير و مضامين عاشقانه ي دو شاعر است. مي دانيم؛ غزل و تغزل هردو گفتمان عشق است و از تعابير و هنرمندانه ترين قالب ادبي هم در فارسي و هم در عربي سخن مي گويد. در اين پژوهش شيوه ي توصيفي و تحليلي انديشه هاي عاشقانه ي دو شاعر به کار گرفته شده است. روش تحقيق به صورت کتابخانه اي و با برخورداري از عناصر و منابع ادبيات تطبيقي انجام گرفته است. آنچه در اين پژوهش بيش از هرچيز مورد توجه قرار گرفته، صفات عشق و جايگاه آن، ويژگي هاي عاشق و گفتار و کردار و رفتار او، توصيف معشوق و جايگاه معشوقانه ي او در غزل و تغزل از ديدگاه شاعر ايراني و عاشقانه سراي عرب مي باشد. همچنين دريافت اعتقادات و انديشه هاي مشترک و مشابه دو شاعر در قالب تعابير و مضامين شعري و به تبع آن اختلافات ديدگاههاي شاعرانه نيز بررسي مي گردد.

هدف پژوهش پيوندهاي فرهنگي و ادبي دو شاعر با دو مليت متفاوت است که به عنوان دو شخصيت عاشق، از بنيادي ترين ويژگي عالم هستي که رمز آفرينش کائنات از سپيده دم ازل تا شامگاه ابدي مي باشد؛ يعني عشق سخن گفته اند. هردو در به اوج رساندن اين خصيصه ي مقدّس و روحاني بشري در جايگاه انساني سهم بزرگ و جاودانه اي داشته اند. هرچند که وجود يکي (مجنون) در پرده اي از ابهام به افسانه و حقيقت پيوند مي خورد.

به هرحال، مجنون چه با خيال و قصه اي تخيلي نمود يافته باشد و چه از آفاق حقيقت رخ نمايان کند، اسطوره ي عشق عذري و پاک عرب است که بر همه ي عذريين غالب است. عشق او سراسر شور و مستي و اشتياق است و همه ي هستي براي وي در آينه ي رخسار ليلي تجلّي مي کند. حتي اگر بخواهيم عشق او را به عرفان پيوند بزنيم ليلي حلقه ي اتّصال مجنون به حال و هواي عارفانه است. سعدي نيز چون مجنون آينه دار عشق پاک است که اتفاقاً بر همه ي پيشينيان قبل از خود و آيندگان بعد از خود سايه ي لطف و مرحمت افکنده است.

مضامين و مفاهيم مشترک فراواني در اشعار عاشقانه ي دو شاعر ديده مي شود که نمايان گر پيوند ديرين دو نوع فرهنگ يا دو گونه تمدن ايراني و عربي است. هرچند اعتقاد به اينکه سعدي مطلقاً از مجنون متأثر است، چندان صحيح نيست اما با توجه به آشنايي سعدي به زبان عربي يقيناً او آثار منظوم و منثور عربي را از نظر گذرانده است. از همين روست که بسياري از مفاهيم و تعابير تغزلات مجنون را با لباسي بس زيباتر و دل انگيز تر در غزليات سعدي در مي يابيم که طبع لطيف و سليقه ي بي نظير و هنرمندانه ي سعدي آنها را به ظرافت هرچه تمام تر پرورده است.

در پايان ذکر اين نکته ضروري است که همه ي ابيات تغزلات و غزليات مجنون و سعدي مورد بررسي قرار گرفته و با هم تطبيق داده شده است و آنچه فرايند اين تطبيق ادبي است، از نظر مي گذرد.