تحصيلات تکميلي

تاريخ دفاع : 30/7/74

رشته و گرايش : علوم اجتماعي- جامعه شناسي

استاد مشاور : دکتر احمد حامدمقدم-غلامرضا صديق اورعي

نام و نام خانوادگي : محمدحسن آمنا

دانشكده : ادبيات و علوم انساني

استاد راهنما : دکتر نصراله پورافکاري

بررسي‌ ريشه‌هاي‌اجتماعي‌ بيكاري‌ ديپلمه‌هاي‌ شهر مشهد

چكيده

با توجه‌ به‌ تعاريف‌ متعددي‌ كه‌ از سوي‌ جامعه‌ شناسان‌ و صاحبنظراني‌ چون‌ راب‌ و سلزنيك‌ «(Raab&Selznick)، دوركيم‌» ، «آلن‌ بيرو» و «ميلز» در باره‌ «مسئله‌ اجتماعي‌» (Social Problem) ارائه‌ شده‌است‌ ،مي‌توان‌ پديده‌ بيكاري‌ تحصيل‌ كرده‌ها را يك‌ مسئله‌ اجتماعي‌ دانست‌. زيرا ظهور اين‌ معضل‌ نه‌ تنها باعث‌شده‌ است‌ تا تحقق‌ تمنيات‌ جمع‌ كثيري‌ از جوانان‌ پر شور كشور - كه‌ همانا يافتن‌ شغلي‌ دلخواه‌ و مورد علاقه‌است‌ - با مانع‌ روبرو شود، بلكه‌ هدر رفتن‌ بخش‌ قابل‌ توجهي‌ از سرمايه‌هاي‌ هنگفت‌ مادي‌ و انساني‌ كه‌ دروجود خيل‌ عظيم‌ تحصيل‌ كرده‌هاي‌ بيكار و از جمله‌ جوانان‌ ديپلمه‌ ، متبلور شده‌است‌. نيز نشانه‌ مهمتري‌ دال‌بر عدم‌ تعادل‌ ساختاري‌ و بحران‌ در نظام‌ نهادها و ناتواني‌ جامعه‌ در بهره‌مندي‌ بهينه‌ از اين‌ سرمايه‌هاي‌استراتژيك‌ است‌.

از نظر فردي‌ نيز بيكاري‌ فاجعه‌ آميز است‌ و مايه‌ بينوائي‌ فرد كرديده‌ و به‌ مرور زمان‌ احترام‌ خانواده‌ رانسبت‌ به‌ او به‌ عنوان‌ نان‌ آور خانواده‌ تضيف‌ مي‌نمايد مضافاً اينكه‌ فرد بيكار آماج‌ تير نگاههاي‌ تحقير اميز وسرزنش‌ آلود ديگر اطرافيان‌ و اعضاي‌ جامعه‌ است‌.

در كشور ما، طبق‌ نتايج‌ سرشماري‌ عمومي‌ سال‌ 1365 كشور از 1819000 نفر بيكار در جستجوي‌كار، 465 هزار نفر آنان‌داراي‌ مدرك‌ ديپلم‌ متوسطه‌ و 33 هزار نفر داراي‌ تحصيلات‌ عاليه‌ بوده‌اند.

هدف‌ كلي‌ اين‌ پژوهش‌ آنست‌ كه‌ به‌ بررسي‌ و جستجوي‌ ريشه‌هاي‌ اجتماعي‌ بيكاري‌ ديپلمه‌ ها بپردازد ونقش‌ ارزشها ، اعتقادات‌ و سنتها را در ايجاد عدم‌ تمايل‌ جوانان‌ به‌ مشاغل‌ فني‌ و حرفه‌اي‌ و سنتي‌ بسنجد .بعلاوه‌ اين‌ تحقيق‌ عهده‌دار آنست‌ تا زمينه‌ شناختي‌ نسبتاً جامع‌، از وضعيت‌ اجتماعي‌ - اقتصادي‌ ،ترجيحات‌ و گرايشات‌ شغلي‌ و وجهه‌ نظرهاي‌ تحصيلي‌ ديپلمه‌هاي‌ بيكار را فراهم‌ آورد.

مراحل‌ مختلفي‌ كه‌ جهت‌ انجام‌ اين‌ تحقيق‌ صورت‌ پذيرفته‌ در 5 فصل‌ گزارش‌ شده‌است‌. فصل‌ «مروري‌بر ادبيات‌ تحقيق‌ ، چارچوب‌ تئوريك‌ تحقيق‌» مركب‌ از شش‌ بخش‌ مي‌باشد، كه‌ در بخش‌ ششم‌ از منظرتئوري‌ نابساماني‌ اجتماعي‌ «رابرت‌ مرتن‌ » به‌ پديده‌ بيكاري‌ ديپلمه‌ها توجه‌ شده‌ است‌.

اين‌ پژوهش‌ عمدتاً از نوع‌ مطالعات‌ پيمايشي‌ پهناگر است‌ و چون‌ سعي‌ شده‌است‌ كه‌ از سطح‌ واقعيت‌اجتماعي‌ گذر كرده‌ و به‌ دنياي‌ باورها و ارزشهاي‌ پاسخگويان‌ راه‌ يابيم‌ و از علل‌ و عوامل‌ سخن‌ بگوئيم‌ ، لذاويژگي‌ مطالعات‌ پيمايشي‌ ژرفانگر نيز ملحوظ‌ شده‌است‌.

جامعه‌ آماري‌ تحقيق‌ را كليه‌ ديپمله‌ بيكار و در جستجوي‌ كار شهر مشهد، تشكيل‌ مي‌دهد. نمونه‌ موردنياز با توجه‌ به‌ روش‌ نمونه‌ گيري‌ تصادفي‌ سيستماتيك‌ و بر اساس‌ فرمول‌ كوكران‌، تعداد (217= n) نفرمحاسبه‌ گرديده‌است‌.

تكنيك‌ جمع‌ آوري‌ اطلاعات‌ پرسشنامه‌ است‌. مضافاً اينكه‌ از ابزارهايي‌ چون‌ مصاحبه‌ عميق‌ و تحليل‌ ثانويه‌نيز استفاده‌ شده‌ است‌.

توصيف‌ وتجزيه‌ و تحليل‌ داده‌ها در دو سطح‌ آمار توصيفي‌ و آمار استنباطي‌ (X2، تاي‌ كندال‌ ، ضريب‌همبستگي‌ پيرسون‌) انجام‌ شده‌ است‌.

توصيف‌ يافته‌هاي‌ تحقيق‌ نشان‌ دهد كه‌ 96 درصد پاسخگويان‌ را جوانان‌ 32-18 سال‌ تشكيل‌ مي‌دهندو 5/23 درصد كل‌ پاسخگويان‌ متاهل‌ هستند. همچنين‌ 3/20 درصد پاسخگويان‌ ، مهاجرين‌ روستائي‌ وشهرهاي‌ كوچك‌ داخل‌ استان‌ هستند كه‌ از اين‌ ميان‌ ، 22 درصد براي‌ يافتن‌ شغل‌ مورد نظر به‌ مشهدمهاجرت‌ كرده‌اند.

بررسي‌ ترجيحات‌ و گرايشات‌ شغلي‌ پاسخگويان‌ نشان‌ مي‌دهد كه‌ 65 درصد آنان‌ به‌ مشاغل‌ اداري‌ ودفتري‌ علاقه‌ دارند. همچنين‌ 70 درصد پاسخگويان‌ ، مشاغل‌ فني‌ و سنتي‌ را مناسب‌ يك‌ ديپلمه‌ ندانسته‌ وخود نيز علاقه‌اي‌ به‌ اين‌ مشاغل‌ ندارند و بعلاوه‌ سطح‌ سوادي‌ كمتر از ديپلم‌ را براي‌ احراز اين‌ مشاغل‌ كافي‌دانسته‌اند.

تجزيه‌ و تحليل‌ يافته‌ها نشان‌ مي‌دهد كه‌ بين‌ الگوي‌ موفقيت‌ كه‌ در روند اجتماعي‌ شدن‌ به‌ پاسخگويان‌ارائه‌ و در ذهن‌ آنان‌ القاء شده‌ است‌ با وضعيت‌ اجتماعي‌ اقتصادي‌ و همچنين‌ گرايشات‌ شغلي‌ آنان‌ رابطه‌ اي‌وجود ندارد و پاسخگويان‌ عليرغم‌ آنكه‌ به‌ ميزان‌ 7/66 درصد اهداف‌ مطلوب‌ اجتماعي‌ را براي‌ كسب‌«موفقيت‌ اجتماعي‌» پذيرفته‌ اند، اما مشاغل‌ فني‌ و حرفه‌اي‌ و سنتي‌ را بعنوان‌ وسيله‌اي‌ براي‌ نيل‌ به‌ آن‌ اهداف‌مناسب‌ ندانسته‌ و از طريق‌ طيف‌ ليكرت‌ نيز تمايل‌ خود را فقط‌ به‌ ميزان‌ 41 درصد به‌ اينگونه‌ مشاغل‌ (مشاغل‌يدي‌) ابراز نموده‌اند.

در مجموع‌ شيوه‌هاي‌ سنجش‌ گرايشات‌ شغلي‌ - تحصيلي‌ پاسخگويان‌ ، نشاندهنده‌ آن‌ است‌ كه‌ بيكاري‌جوانان‌ ديپلمه‌ ، صد درصد معلول‌ عوامل‌ اقتصادي‌ (فقدان‌ فرصت‌ شغلي‌) نيست‌ بلكه‌ علل‌ اجتماعي‌ نيز داردكه‌ همانا رويگرداني‌ از كار يدي‌ و علاقمندي‌ به‌ مشاغل‌ اداري‌ - كارمندي‌ (White collar Jobs) است‌.