تحصيلات تکميلي

تاريخ دفاع : -/6/74

رشته و گرايش : علوم اجتماعي- جامعه شناسي

استاد مشاور : دکتر داريوش حيدري بيگوند‌‌‌‌‌‌‌‌‌

نام و نام خانوادگي : ابوالقاسم مودودي

دانشكده : ادبيات و علوم انساني

استاد راهنما : دکتر هما زنجاني زاده

نقش هاي زنان و تغييرات جمعيتي در روستاهاي شهرستان تايباد

چكيده

تا قبل‌ از دهه‌ 1970 سياستهاي‌ توسعه‌ توجهي‌ به‌ زنان‌ نداشت‌. در دهه‌ 1980، در استراتژيهاي‌ توسعه‌ به‌زنان‌ و بخصوص‌ زنان‌ جهان‌ سوم‌ بيشتر توجه‌ مي‌شود. در اين‌ دهه‌ زنان‌ كانون‌ توسعه‌ تلقي‌ مي‌شوند و چنين‌تصور مي‌شود كه‌ هيچ‌ سياست‌ جمعيتي‌ بدون‌ توجه‌ به‌ مسايل‌ زنان‌ موفق‌ نخواهد شد. جمعيت‌ و كنترل‌ آن‌بستگي‌ با پايگاه‌ اجتماعي‌ زنان‌ بستگي‌ دارد. اين‌ تحقيق‌ دو هدف‌ كلي‌ را دنبال‌ مي‌كند: كدام‌ عوامل‌ فرهنگي‌و اجتماعي‌ بر تصميمات‌ و رفتار زنان‌ اثر مي‌گذارند؟. ساخت‌ خانواده‌ و وظائف‌ تعيين‌ كننده‌ رفتار زن‌ برنقش‌هاي‌ او چگونه‌ تاثير مي‌گذارد؟. نقش‌ هاي‌ متعدد زنان‌ بر دو عامل‌ مهم‌ جمعيتي‌ - يعني‌ باروري‌ زنان‌ ومرگ‌ و مير كودكان‌ - چگونه‌ تاثير مي‌گذارد؟

منظور از نقش‌هاي‌ زنان‌ : نقش‌هاي‌ مادري‌، همسري‌ ، خانه‌داري‌، شغلي‌، اجتماعي‌، فردي‌ و خويشاوندي‌است‌.

روش‌ مورد استفاده‌ در اين‌ تحقيق‌ ، روش‌ پيمايشي‌ است‌ كه‌ در آن‌ از فنون‌ پرسشنامه‌ و مصاحبه‌ استفاده‌شده‌است‌. جامعه‌ آماري‌ تحقيق‌ شامل‌ كليه‌ زنان‌ متاهل‌ روستايي‌ شهرستان‌ تايباد مي‌باشد. بر اساس‌ روش‌نمونه‌گيري‌ قشربندي‌ شده‌ 7 روستا از كل‌ 108 روستاي‌ شهرستان‌ تايباد انتخاب‌ شد كه‌ 5 روستا در منطقه‌جلگه‌اي‌ و 2 روستا در منطقه‌ كوهستاني‌ قرار داشت‌. حجم‌ نمونه‌ مركب‌ از 120 زن‌ خانه‌دار است‌ كه‌بصورت‌ تصادفي‌ سيستماتيك‌ انتخاب‌ شده‌است‌. براي‌ متغيرهاي‌ كيفي‌ از آزمونهاي‌ جدولهاي‌ توافقي‌(مجذور K) و براي‌ متغيرهاي‌ كمي‌ از رگرسيون‌ و در صورت‌ كمي‌ بودن‌ يك‌ متغير و كيفي‌ بودن‌ ديگر ازآزمون‌ T و تحليل‌ ارزشيابي‌ كمك‌ گرفته‌ شده‌است‌. كليه‌ محاسبات‌ توسط‌ كامپيوتر است‌.

نتايج‌ : بطور كلي‌ تحقيق‌ شامل‌ 11 فرضية‌ اساسي‌ بوده‌ كه‌ هر يك‌ به‌ فرضيات‌ متعدد تقسيم‌ شده‌ و رابطه‌نقشهاي‌ زنان‌ و تغييرات‌ جمعيتي‌ (باروري‌ زنان‌ و مرگ‌ و مير كودكان‌) را مورد بررسي‌ قرار داده‌است‌ :تحقيق‌ نشان‌ مي‌دهد كه‌ بين‌ سواد زن‌ و همسر و استفاده‌ از روشهاي‌ تنظيم‌ خانواده‌، رابطه‌ معناداري‌ وجوددارد. اين‌ روابط‌ در مورد مرگ‌ و مير كودكان‌ نيز صادق‌ است‌. تفاوتهاي‌ مذهبي‌ تاثيري‌ را در اين‌ مورد نشان‌نمي‌دهد: بين‌ قدرت‌ زن‌ (در مورد فرزندان‌ خود و خانواده‌) و متغيرهاي‌ جمعيتي‌ رابطة‌ معناداري‌ ملاحظه‌شد. نقش‌ خانه‌داري‌ و دشواري‌ آن‌، بر سقط‌ جنين‌ ، تعداد زايمان‌ و تعداد فرزندان‌ تاثير مي‌گذارد . بين‌ نقش‌مادري‌ و دشواري‌ آن‌ نيز با باروري‌ رابطه‌ معنادار مشاهده‌ مي‌شود. رابطه‌ بين‌ نقش‌ اجتماعي‌ و تغييرات‌جمعيتي‌ معنا دار به‌ نظر مي‌رسد. اين‌ مسئله‌ در مورد نقش‌ فردي‌ نيز صدق‌ مي‌كند. اين‌ تحقيق‌ نيز مويدتحقيقاتي‌ است‌ كه‌ نشان‌ داده‌است‌ پايگاه‌ اجتماعي‌ زنان‌ بخصوص‌ از جهت‌ اقتصادي‌ و نيز به‌ لحاظ‌ قدرت‌تصميم‌گيري‌، از عوامل‌ مهم‌ در تصميم‌ گيرهاي‌ مربوط‌ به‌ باروري‌ و مرگ‌ و مير كودكان‌ بشمار مي‌روند و سياستي‌ كه‌ مي‌خواهد اهداف‌ توسعه‌ انساني‌ را دنبال‌ كند و خواهان‌ توسعه‌ اقتصادي‌ و كنترل‌ جمعيت‌ است‌،نمي‌تواند در مورد زنان‌ بي‌اعتنا باشد و مشاركت‌ آنها را ناديده‌ انگارد. حل‌ مسئله‌ دشوار جمعيت‌ نمي‌تواندبدون‌ توجه‌ به‌ پايگاه‌ اجتماعي‌ زنان‌ موفق‌ باشد.