تحصيلات تکميلي

نام و نام خانوادگي : داوود شاهي

دانشکده : ادبيات و علوم انساني

استاد راهنما : دکتر حسين ميرجعفري- دکتر سيد اصغر محمودآبادي

تاريخ دفاع : 15/7/85

رشته و گرايش : تاريخ-اسلام

استاد مشاور : دکتر محمدعلي چلونگر

نقش مذهب در روابط ايران وعثماني در عهد صفويه از آغاز تا ابتداي سلطنت شاه عباس

چکيده

درتاريخ ايران دورة اسلامي،عصرصفوي يکي از دوره هايي است که تاثيرات عميقي بر حيات معنوي وارزشهاي فرهنگي ايران ازخودبه جاي گذاشته است واين تاثيرات حتي تا قرن معاصرنيز بخوبي قابل تشخيص است.دراين بين روابط دو سوية دولت هاي عثماني وصفويه محورمطالعه وپژوهش هاي بي شماري بوده است که طي بيش از دو نيم قرن با يکديگر در رقابت وچالش بوده اند.باتوجه به همة عواملي که نقش هاي تعيين کننده اي در اين مقطع داشته اند اين پژوهش بيشتر بر نقش دين در ارتباط با تعامل هاي عثماني- صفويه متمرکز شده است.

حکومت صفويه به طورکلي بر اساس عقايد وافکار مذهبي- سياسي تشکيل شده بود و از همان آغاز،چنان بسط و توسعه يافت که در کمتر دوره اي از تاريخ ايران ، در زماني چنان کوتاه بدان پايه رسيده بود. طريقتي را که شيخ صفي الدين اردبيلي در قرن هفتم هجري بنيان نهاد وبوسيله جانشينانش بويژه جنيد وحيدر،قوت بجشيده شد،پشتوانه محکمي بر اقدامات اسماعيل،موسس صفوي گرديد.

نخستين شاهان صفوي بخوبي مي دانستند که حفظ وحدت در مملکتي با چنان وسعت وبا قبايل و اقوام متعدد کار چندان آساني نيست،به همين سبب کوشش کردند تا در چهار چوب جامعه اي مذهبي نوعي وحدت حکومتي فراهم آورند ودر اين امر نيز بيش از دو قرن پس از تاسيس اين سلسله موفق بودند.

ريشه هاي تاريخي پيدايش صفويه و دگرگوني و چرخش آن از يک قدرت نظامي_صوفي به نيرويي حکومتي نيز در اين پژوهش مورد بررسي قرار گرفته است.

توجه به اين نکته اساسي است که هر چند صفويان در آغاز پيدايش و رشد خويش براي ايجاد قلمرو واحدي از ميان سرزمين هاي پراکنده و به ظاهر خود مختاري کوشيدند،اما از آن پس،دست به فزون طلبي زده و بعنوان تهديدي جدي براي امپراطوري عثماني_ که در آن زمان آرزويش رهبري بلامنازع جهان اسلام بود _به شمار مي آمدند.

صفويان مي خواستند با تکيه بر يک منبع قابل توجه قدرت در درون امپراطوري عثماني به همراه هواداران شيعي،هم چون عثماني ها به صورت نيرومندترين قدرت اسلامي درآيند. برخوردهاي عثماني_صفويه در مرحله اول جنگ چالدران منجر شد که در حقيقت چالدران نقطة عطفي براي عثماني ها و صفويان بود که پس از آن هر يک عمدتا به مسائل درون خود پردازختند.

در اين درگيري ها مهمترين عامل ،مذهب به ويژه مذهب شيعه دربارة سلسله صفويه مي باشد.بدون شک نقش اين عامل هم بستگي به نقش ديگر عوامل سياسي _اجتماعي داشته است. به هر حال دودمان صفويه با داشتن گرايش و نفوذ نظامي زمينه را براي رواج مجدد انديشه هاي شيعي که ايران را پايگاه اصلي مکتب شيعه قرار داد، فراهم ساخت.