تحصيلات تکميلي

نام و نام خانوادگي : اکرم شيرزاد

دانشكده : ادبيات و علوم انساني

استاد راهنما : دکتر سعيد بيناي مطلق- دکتر فتحعلي اکبري

تاريخ دفاع : 3/4/86

رشته و گرايش : فلسفه-غرب

استاد مشاور : -

مدينه فاضله و حکومت هاي ممکن از نظر افلاطون

چكيده

هدف از اين پژوهش، تبيين غرض افلاطون از طرح مدينه فاضله و سپس پاسخ به اين سؤال است که  آيا تحقّق مدينه فاضله- آنگونه که افلاطون شرح داده است- ممکن است يا نه؟ و اگر نه، چه حکومت و يا حکومت هايي از نظر او ممکن است. در اين رابطه به بررسي و تحليل دو رساله جمهوري و مرد سياسي پرداخته ايم به  اين جهت که افلاطون در رساله جمهوري به شرح مدينه فاضله و نحوه تأسيس آن و در رساله مرد سياسي به بيان انواع حکومت هاي ممکن مي پردازد؛ امّا در رساله مرد سياسي  ديگر سخني از مدينه فاضله نيست بلکه وي به حکومت خردمند که حالت تنزّل يافته مدينه فاضله است اشاره مي کند  و به نظر مي رسد که رساله مرد سياسي  غيرممکن بودن تحقّق مدينه فاضله را علني مي کند و در نتيجه به دنبال بهترين حکومت ممکن مي گردد و نه مدينه فاضله. پس مي توان نتيجه گرفت که خود افلاطون نيز تحقّق مدينه فاضله را غيرممکن مي دانسته و به همين جهت به دنبال بهترين حکومت ممکن مي گردد. يکي ديگر از نتايج اين پژوهش اينست که تفکّر سياسي افلاطون به زمان خود او منحصر نيست بلکه يک تفکّر سياسي زنده و پوياست که تأثيرات آن را در عصر حال نيز مي توان ديد؛ در اين رلستا به بيانات چند تن از انديشمندان جديد پيرامون انديشه سياسي افلاطون استناد شده است.

در پايان به مدينه فاضله فارابي پرداخته ايم. يکي از اهداف طرح اين مبحث اينست که به اختصار به تأثيري که معلّم ثاني در اين زمينه از افلاطون پذيرفته است اشاره شود و هدف ديگر اينکه به اين سؤال پاسخ داده شود که چرا انديشه فارابي آينده اي قابل قياس با انديشه افلاطون به خود نديد. از جمله پاسخ هايي که مي توان به اين سؤال داد اينست که حکومت هاي ممکن از نظر افلاطون نظام هاي واقعي اي بودند که در زمان خود او و يا قبل از او وجود داشته اند در حالي که مدينه هاي غير فاضله فارابي بسيار انتزاعي و دور از واقعيت هستند. علاوه بر اين، فارابي در شرح مدينه فاضله خود به بيان ويژگي هاي رئيس اوّل و وظايف او اکتفاء مي کند و به جزئيات آن نمي پردازد، در حالي که افلاطون به شرح جزئيات مدينه فاضله نيز مي پردازد.

کليد واژه ها: حکومت فيلسوف، منارشي، آريستوکراسي، دموکراسي، تيراني(جباري)