تحصيلات تکميلي

نام و نام خانوادگي : زينب خسروي

دانشكده : ادبيات و علوم انساني

استاد راهنما : دکتر مجيد صادقي

تاريخ دفاع : 25/6/86

رشته و گرايش : الهيات-فلسفه و کلام اسلامي

استاد مشاور : دکتر محمد بيدهندي

نسبت معارف بشري با معرفت ديني از ديدگاه «مکتب تفکيک» و «علامه طباطبائي»

چكيده

در اين پژوهش نگاه دو ديدگاه "مکتب تفکيک" و "علامه طباطبايي" به کاربرد علوم بشري از قبيل فلسفه و عرفان در کسب معرفت ديني مورد تحقيق قرار گرفته است .فصل اول اين رساله به مکتب تفکيک پرداخته است ومقايسه اي بين مؤسسان مکتب تفکيک و شاگردان اين مکتب برقرار کرده است که نشان ميدهد تقرير تازه مبادي تفکيک، از زبان آقاي حکيمي و آقاي سيدان که از تفکيکيان معاصر هستند ؛ اين مکتب را به سمت تعادل در نظريه ها پيش برده است .در بخشهاي فصل اول نگاه تفکيکيان افراطي و اعتدالي به عقل و فلسفه اسلامي و عرفان اسلامي مورد بررسي قرار گرفته و روشن شده است که عقل و تعقل از نظر تفکيکيان افراطي براي کسب معرفت حجاب است.از نظر آنها شناختهاي لازم ، در عوالم پيشين و عالم ذر در حقيقت وجودي انسان نهاده شده و در اين عالم نيز از طريق تنبيه و تذکر و از طريق تفضل خداوند به انسان يادآوري ميشود.ولي تفکيکيان اعتدالي عقل را داراي مراتب سطحي و عمقي دانسته که آنچه از نظر اين گروه مورد تأکيد قرآن و روايات قرار گرفته است عمق عقل است که همان "عقل دفائني" و "عقل نوري" است.

فلسفه اسلامي و عرفان اسلامي به عنوان علوم بشري مورد انتقاد شديد مؤسسان مکتب تفکيک قرار گرفته است تا جايي که اين علوم را يکسره باطل و گمراه کننده دانسته اند و به کساني که به فراگيري اين علوم ميپردازند هشدار ميدهند که بايد به برتري معارف وحياني نسبت به انديشه هاي بشري آگاه باشند و هرگز آنها را در هم نياميزند.ولي تفکيکيان اعتدالي با نگاهي متعادلتر،خواندن فلسفه و عرفان را با شرايطي خاص که بر گرفته از آيات و روايات است ؛توصيه کرده اند ولي در نهايت با توجه به نظرات ذکر شده از ديدگاه تفکيکيان معتدل ،در بخش "منطق تفکيکيان اعتدالي در کسب معرفت ديني" بيان شده است که اين گرايش، فلسفه اسلامي و عرفان اسلامي را به جهت عدم انطباق کامل با معارف ديني ، شايسته ورود در مسير رسيدن به معرفت اسلامي ندانسته و فقط خواندن و دانستن اين علوم را با رعايت حدود آنها و با مرزبندي از معارف ديني توصيه کرده است.

فصل دوم به ديدگاه "علامه طباطبايي" اختصاص يافته است .علامه هر سه روش ظواهر ديني و فلسفه و عرفان را در کسب معرفت ديني سهيم دانسته است .ايشان معتقد است که ريشه فلسفه الهي بر گرفته از قرآن و روايات ائمه معصومين است و منشأ عرفان اسلامي را به حضرت علي(ع) منتسب و رسيدن به عرفان ناب را در گرو پيروي از آيات قرآن و تعاليم اوصياء ميداند .از آنجايي که افهام در سطوح يکنواختي قرار ندارند ايشان هر سه روش را براي رسيدن به مراتب مختلف معارف ديني لازم دانسته است.

در ادامه به بيان مواردي که بر مبناي آن آقاي حکيمي ،علامه را تفکيکي ميداند اشاره شده است و سپس پاسخ علامه ،با استفاده از مطالبي که در آثار بجاي مانده از ايشان موجود است ذکر شده است .در نهايت روشن شده است که قسمتي از اين ادعا صحيح و بخشي نيز ناصحيح به علامه منتسب شده است.

واژگان کليدي: اخبارگرايي، تفکروحياني، تفقه در دين، حدگرايي، معارف بشري، معارف ديني