تحصيلات تکميلي

نام و نام خانوادگي : عليرضا محمدي بارچاني

دانشكده : ادبيات و علوم انساني

استاد راهنما : دکتر سعيد بيناي مطلق- دکتر محمدجواد صافيان

تاريخ دفاع : 19/6/86

رشته و گرايش : فلسفه-غرب

استاد مشاور : هلن اوليايي نيا

بررسي جنبه هاي فلسفي تراژدي‌هاي يونان بوستان

چكيده

تراژدي در زبان يوناني يه معني آواز بز است و به گونه اي از شعر و درام اطلاق مي شود كه از قرن ششم ق .م در يونان باستان جهت اجراي نمايشي سروده شده هر چند در قرن - پنجم ق .م با ظهور آيسخولوس ، سوفوكلس و اوريپيدس بود كه عصر طلايي تراژدي در يونان باستان رقم خورد . اهميت تراژدي در فرهنگ غرب تا آنجاست كه توجه فيلسوفان بزرگي چون افلاطون ، ارسطو ،سنكا ، هگل ، هيوم، نيچه ، شوپهناور ، برك ، هيدگر، سارتر و كامو و منتقدين و زيبايي شناسان برجسته‌اي همچون هوراس، كاستلووترو ، هردر ، شلگل ، گوته ، لوكاچ و … را به خود جلب كرده است.در اين پژوهش با هدف شناخت تراژدي ، تبيين امر تراژيك بعنوان شاخصه و محتوايي فلسفي تراژدي هاي يونان باستان، تبيين رابطه قهرمان تراژيك با خدايان يوناني و تقدير و همچنين تبيين وحدتهاي سه گانه كنش ، زمان و مكان با روش كتابخانه اي بصورت تحليل محتوا و نقد و تفسير تراژدي هاي يونان و باستان وآراء منتقدين و پژوهشگران اين عرصه، گام خواهيم برداشت .براين اساس درخواهيم يافت اگر چه به باور افلاطون تراژدي روايتي است تقليدي اما ارسطو تراژدي را تقليد عملي جدي وكامل به صورت نمايشي و نه روايتي مي داند كه شامل تغييرات ناگهاني است كه به موقعيتي چنان ناگوار منتهي مي‌شود كه درتماشاگران دو احساسِ ترحم و ترس را ايجاد مي‌كند. درباره خاستگاه و ويژگي هاي كمي و كيفي تراژدي درفصل اول سخن خواهيم گفت .درفصل دوم هم بر اساس وجود عنصر «واقعه درد انگيز» (catastrophe) بعنوان يكي از اجزاء پيرنگ تراژدي درصدد تبيين امر تراژيك بعنوان مهمترين شاخصه محتوايي فلسفي تراژدي برخواهيم آمد و نشان مي‌دهيم امر تراژيك به عنوان هسته و جوهر اصلي تراژدي از نظر آيسخولوس راهي است براي رسيدن قهرمان تراژيك به شناخت تراژيك ؛ «پاثين ماثين» يعني «رنج بردن [ براي] آموختن». سپس به تحليل فلسفي امر تراژيك و اينكه درنگرش فلسفي «امر تراژيك »، به محدوديت ، فرجام ناگوار زجر و رنج قهرمان ، دستيابي قهرمان به شناخت رنج آور، احساس ناگوار و فقدان معنا مي شود؛ خواهيم پرداخت. در فصل سوم با تكيه برمتن پنج تراژدي «پرومته در زنجير» آيسخولوس و «الكترا» ، «زنان تراخيس» ، «آژاكس» و «اوديپوس شاه» سوفوكلس پس از شناخت قهرمان تراژيك به تبيين رابطه وي با خدايان يوناني و تقدير خواهيم پرداخت و طي آن نشان مي‌دهيم هرچند درجهان شناسي يونان باستان خدايان قانون هستي اند و برانسان و زندگي او مسلط اند اما تراژدي عرصه تقابل خواستِ قهرمان تراژيك با خواست خدايان نيز هست كه به دو صورت كنشي و واكنشي رقم مي خورد.درتقابل قهرمان تراژيك با تقدير هم نشان مي دهيم يونانيان به تقدير همچون نيرويي اسرار آميز و مقتدر اعتقاد داشتند كه حتي خدايان مطيع آن بودند از اينرو اساس امر تراژيك مبارزه قهرمانانه اما منجر به شكست قهرمان تراژيك دربرابر تقدير است.در فصل چهارم نيز با اتكاء به آراي ارسطو درصدد تبيين وحدتهاي سه گانه «كنش»، «زمان» و «مكان» درتراژدي برخواهيم آمد و نشان خواهيم داد وحدتِ ميتوس (پيرنگ) درتراژدي از نظر ارسطو مبتني بر وحدت كنش است ؛ وحدت كنش كه در تراژدي چيزي جز اين نيست كه كنش واحد و تمام باشد و برداشتن هرجزء از آن باعث از دست رفتن كل آن بشود.همچنين نشان مي‌دهيم وحدت زمان بيانگر مقيد بودن تراژدي نويس به محدود ماندن رخدادهاي هر تراژدي درمدت يك دوره زماني آفتاب (طلوع يا غروب) مي‌باشد. اگرچه ارسطو به صراحت به «وحدت مكان» در تراژدي اشاره نكرده اما براساس تفسيرسخنان وي درخواهيم يافت چون تراژدي تقليدِ كار و كردار است و اين تقليد هم بوسيله كردار اشخاص صورت مي گيرد لذا چارچوب و عرصه اين تقليد هم صحنه نمايش به عنوان مكاني است كه بازيگران تراژدي در آن به تقليد اين كردارها مي‌پردازند.توجه به هدف غايي تراژدي يعني كاتارسيسِ (تزكيه و تطهير) تماشاگر و اينكه كاتارسيس ناشي از كايروس يعني موقعيت و لحظه بحراني تراژدي است كه روي صحنه نمايش به وقوع مي‌پيوندد، دليل ديگر ما بر «وحدت مكان» در تراژدي خواهد بود ودرپايان اين رساله نيز با ارائه گزارشي توصيفي ازمنازعات ادبي قرن هيجدهم و نوزدهم درخصوص وحدتهاي سه گانه تاثير و اهميت شگرف جزء ناچيزي از قوانين حاكم در تراژدي را بر ادبيات ، تئاتر ،نقد ادبي فلسفي و زيبايي‌شناسي عصر مدرن را نشان خواهيم داد.