تحصيلات تکميلي

نام و نام خانوادگي : زينب چوقادي

دانشكده : ادبيات و علوم انساني

استاد راهنما : دکتر سيد مهدي نوريان

تاريخ دفاع : 11/4/86

رشته و گرايش : زبان فارسي-ادبيات

استاد مشاور : دکتر طاهره خوشحال

باستان گرايي(آرکائيسم) در داستان کوتاه فارسي

چكيده

داستان کوتاه، محصول پر طرفدار ادبيات اروپايي قرن نوزدهم، پس از ورود به مرزهاي زبان فارسي و پذيرش در اين ساختار فرهنگي، دستخوش دگرگونيهايي شد. داستان نويسان ايراني در صدد بر آمدند تا اين ساختار ادبي وارداتي را به نوعي با مشخصه هاي فرهنگي ايراني متعادل و متناسب کنند. يکي از راههاي دستيابي به اين هدف، پناه بردن به ساختارهاي ادبي کهن بوده و هست. استفاده از اين ساخت هاي لفظي و معنوي به نسبت قديمي، باستان گرايي (آرکائيسم) نام دارد. بنا به تعريف، ميتوان گفت که آرکائيسم کاربرد آگاهانه و تعمدي لغات، اصطلاحات، عبارات و ساختارهاي دستوري کهن در يک متن ادبي است که موجد فضاي تاريخي، روح حماسي، سبک متمايز و... مي شود. نويسندگان باستان گراي ايراني در ابتدا تحت تأثير رمانتيسم اروپايي، به فضاهاي تاريخي و وصف شکوه بر باد رفتة ايران باستان پرداختند. در نتيجه داستان کوتاه، در نسل اول داستان نويسي با نوعي ناسيوناليسم باستان گرا مواجه شد. اما رفته رفته با تغيير ساختارهاي سياسي و اجتماعي و همچنين آشنايي بيشتر نويسندگان با مکاتب ادبي غربي و از جمله سورئاليسم، باستان گرايي در داستان فارسي، شکل تازه اي به خود گرفت. در اين دوره، حضور شخصيت باستاني در فضاي امروزي و توصيف صحنه هاي تاريخي در خلال داستان، جلوه اي بديع به اين نوع ادبي بخشيد. داستان نويسان ايراني، باستان گرايي را در جهت خلق شخصيت هاي تازه، هويت سبکي، بيان عقايد سياسي و ... بکار گرفتند.

کليد واژه ها: باستان گرايي، داستان کوتاه، شخصيت پردازي، فضاسازي، هويت سبکي و ... .