تحصيلات تکميلي

نام و نام خانوادگي : اکبر محمدي

دانشكده : ادبيات و علوم انساني

استاد راهنما : دکتر فتحعلي اکبري

تاريخ دفاع : 26/12/85

رشته و گرايش : فلسفه-غرب

استاد مشاور : -

اشراق از نظر اگوستين

چكيده

اگوستين ، با ارائة نظريه اي دربارة اشراق الهي ، روشنايي ناشي از تجربة اشراقي خويش يا تحوّل اشراقي دروني ناشي از ايمان خود را به عنوان سرچشمة معرفت عقلي بشر، قرار داد . اگوستين ، حقيقت ويقين اصلي را در تجربة اشراقي ـ ايماني خويش يا درنور ناشي از ايمان مسيحي خويش مشاهده کرد وسپس به قلمرو معرفت عقلي بشر سرايت داد. لذا نورعقل بشر ، از نظر اگوستين ، انعکاسي از نور وحي وکاملاً فرع برآن است . حکم حقيقي وحقيقت راستين ، هردو ازآن خداست و به قلمرو وحي تعلق دارد و حکمي که از سوي عقل بشر صادر مي شود وحقيقتي که درمي يابد ،هر دو عاريتي است . بنابراين اشراق و افاضة الهي مقدم بر فعاليت عقل بشر است . سخنان اگوستين درباره مسئله شناخت از منظر تجربة اشراقي ـ ايماني اوست و به همين دليل است که اگوستين دوست دارد در معرفت شناسي خويش اصطلاح «نور» را به کار مي برد و ازخدا به خورشيد معقول يا نور معقول تعبير مي کند . اين نور منشأ حقيقت وشناخت است وعقل ما براي شناخت حقيقت به کمک وفيض ودخالت نور الهي نياز دارد.

از نظر اگوستين نور ناشي از وحي مسيحي ، نوري معقول است كه عقل بشر را منّور مي‌سازد .نور ناشي از ايمان به كلمة الهي كه خود منشأ حقايق (مُثُل) است،حقايق ازلي را براي عقل ما روشن مي‌سازد.

در تفكر اشراقي اگوستين،نفوذ عنصر عقلي افلاطوني ، هويداست، اما آنچه در وراي اين عقل گرايي و منشأ آن قرار گرفته است،اشراق نور كلمه الهي است.اگوستين با قرار دادن مثل افلاطوني در نور كلمه الهي،هر حقيقتي را به وحي باز گرداند.حقايق ازلي و ابدي در انديشه الهي هستند و از منبعي در وراي عقل، به عقل بشر اشراق مي شوند. بديهي است كه در چنين تفكري، شناخت حقيقت با عقل محض، ميسر نيست.زيرا خدا متعلق انديشه نيست، بلكه شخص يا اراده اي است كه خود را در وحي متجلّي ساخته است.او خود منشأ هر گونه شناختي است و بدون تابش نوري كه از جانب او مي آيد، عقل قادر به شناخت حقيقت نيست . تلفيق حقيقت اشراقي ناشي از وحي وحقيقت عقلي و مبدأ (منشأ) قراردادن حقيقت اشراقي ناشي از وحي براي حقيقت عقلي، موجب شده است که نظرية «اشراق» معما گونه شود. درتفكر اشراقي اگوستين نورعقل بشر نوري عاريتي (انعكاسي) است،كه ازجانب نورالهي، كه فراتر از عقل بشر است ، برعقل انساني مي تابد و سبب مي شود که حقايق كلي و ضروري براي عقل ما روشن ‌شود. نورعقل الهي (نور كلمة الهي) نور مضيء است و نورعقل بشر،نوري انعكاسي كه فقط پرتوهايي از آن نور را دريافت مي‌كند.

همة حقايق كلي و ضروري كه عقل ما در مي‌يابد بر اثرتابش و افاضةنور الهي است . بدين ترتيب ،خورشيدي را كه اگوستين درمركز جهان عقلي قرار داد و دررسالة دربارة تثليث عنوان كرد كه حقايق ازلي را براي عقل ما روشن مي سازد همان نور كلمة الهي يا نورخداي وحي است و اين معناي جمله ي اگوستين است كه مي گويد : «ايمان مي آورم تا بفهمم.»

علم از نظر او نوري است كه از جانب خدا برعقل بشري مي‌تابد وبدون فيض و اشراق رباني تحقق ناپذير است. درتفكر اگوستين «معرفت»، لطف و عطاي الهي است ، اشراقي است كه از بالا (ازجانب خدا ) مي‌آيد و بدون آن عقل بشر تهي است و نمي‌تواند به حقيقت شناخت حاصل كند. در اين انديشه، براي اينكه عقل بشر، حقيقت رابيابد بايد به نور الهي منوّر گردد ونور ناشي از ايمان (نور كلمة الهي) ، عقل بشر را اشباع سازد.