تحصيلات تکميلي

نام و نام خانوادگي : مسعود کيانپور

دانشكده : ادبيات و علوم انساني

استاد راهنما : دکتر علي رباني خوراسگاني- دکتر فروغ السادات عريضي

تاريخ دفاع : 16/12/85

رشته و گرايش : علوم اجتماعي- جامعه شناسي

استاد مشاور : -

بررسي ارتباط بين كيفيت زندگي و احساسات اجتماعي در شهر اصفهان

چكيده

هدف اين پژوهش بررسي كيفيت زندگي شهروندان اصفهاني و ارتباط آن با دوازده احساس اصطلاحاً اجتماعي است كه تصور مي شود آنها در روابط روزانة خود با يكديگر تجربه مي كنند. بدين منظور مدل سنجش كيفيت زندگي متشكل از دو بعد (الف) ارزيابي شخصي (احساس بهزيستي و احساس رضايت از زندگي در اجتماع) و (ب) ارزيابي كاركردي (استانداردهاي شهروندي و منزلت نقشي) طراحي شد. سپس 12 احساس شامل 6 احساس مثبت (شادماني، هيجان، لذت، تعهد، همبستگي، سرزندگي) و 6 احساس منفي (دورويي، خصومت، بي اعتمادي، سوءظن، دلمردگي، بي مسئوليتي) در قالب «حال و هواهاي احساسي» تعريف شدند. داده هاي مورد نياز از طريق پيمايش جمع آوري شد. در اين راستا، گويه هاي پنج درجه اي سنجش كيفيت زندگي و حال و هواهاي احساسي كه روي طيف ليكرت طراحي شدند با استفاده از ابزار پرسشنامه و به روش مصاحبه در ميان 540 نفر از شهروندان 15 سال و بالاتر ساكن در مناطق يازده گانة شهر اصفهان توزيع گشتند كه نتايج زير بدست آمد: ميانگين كيفيت زندگي شهروندان اصفهاني روي طيف 5 درجه اي، 78/3 بدست آمد كه در حد بالايي ارزيابي مي شود. همچنين، بين كيفيت زندگي و حال و هواي احساسي يك رابطة مستقيم و معنادار با ضريب همبستگي پيرسون معادل با 42/0 وجود دارد. ارتباط كيفيت زندگي و حال و هواهاي احساسي مثبت با ضريب همبستگي پيرسون معادل با 52/0 در حد يك رابطة متوسط رو به قوي ارزيابي مي شود. از ميان حال و هواهاي مختلف، تنها حال و هواي خصومت فاقد رابطة معنادار با كيفيت زندگي است. همچنين محاسبة ضريب همبستگي بين حال و هواهاي احساسي مثبت و كيفيت زندگي با متغيرهاي زمينه اي از قبيل سن، جنس و وضعيت تاهل حاكي از آنست كه بين سن و كيفيت زندگي رابطة معنادار وجود ندارد اما بين سن و حال و هواهاي احساسي مثبت يك رابطة ضعيف و معكوس وجود دارد به طوري كه با افزايش سن، از شدت تجربة حال و هواهاي احساسي مثبت كاسته مي شود و برعكس. متغير جنسيت با هيچيك از متغيرهاي كيفيت زندگي و حال و هواهاي احساسي مثبت ارتباط معنادار ندارد اما در مورد وضعيت تاهل اين گونه نيست: ميانگين كيفيت زندگي افراد متاهل بيشتر از ميانگين كيفيت زندگي افراد مجرد است و شدت تجربة حال و هواهاي احساسي مثبت در ميان كساني كه به علت طلاق يا فوت، بدون همسر هستند از افراد مجرد كمتر است.