تحصيلات تکميلي

تاريخ دفاع : 14/7/81

رشته و گرايش : تاريخ-ايران دوره اسلامي

استاد مشاور : دکتر سيد اصغر محمودآبادي

نام و نام خانوادگي : ليلا خامسي پور

دانشکده : ادبيات و علوم انساني

استاد راهنما : دکتر اصغر منتظرالقائم

قبيله ازد و نقش آن در تاريخ تحولات ايران تا سال 132 هـ . ق / 749 م

چکيده

قبيله ازد يكي از قبايل بزرگ عرب جنوبي بود كه شاخه هاي متعددي هم چون اوس، خزرج، خٌزاعه، غَسان، راسب، غامد، بارق و دُوس را در بر مي گرفت. اين قبيله كه در منطقه مأرب در يمن سكونت داشتند، در حدود قرن اول و دوم ميلادي به دنبال انحطاط نسبي تمدن مأرب و تغيير اوضاع و شرايط زيستي، از موطن اصلي خود مهاجرت كرده و به سمت نواحي شمالي عربستان حركت كردند. پس از مدتي طوايف ازد به چند جانب متفرق شده و هر يك در نواحي مستقلي در جزيره العرب سكونت اختيار كردند. پس از ظهور اسلام، در رويدادهاي دوران حيات رسول خدا (ص) و پس از رحلت آن حضرت در فتوح اسلامي و در روزگار خلافت امام علي (ع) نقش هاي مهمي ايفاء كردند. سپس، امويان براي تقويت موضع اعراب در مناطق فتح شده به ويژه شرق ايران و به دنبال انگيزه هاي گوناگون، برخي از قبايل را به خراسان كوچ دادند كه از آن ميان، ازد نيز در زمره مهاجران به خراسان قرار گرفتند. به تدريج، با اسارت يافتن مهلب بن ابي صفره، بر آن سرزمين به سال 78 هـ . ق و به ويژه در دوران امارت فرزندش يزيد بن مهلب، جمعيت و نفوذ ازد در خراسان فزوني گرفت. اگر چه، سكونت ازد در ايران تنها محدود به خراسان نبود و در جريان فتوح اسلامي نيز كه دسته هايي از اعراب در مناطق فتح شده سكونت اختيار كرده و سپس خويشان و نزديكان خويش را به نزد خود فرا خواندند، جماعتي از ازدي ها نيز در داخل بلاد ايران پراكنده شدند. با توجه به اين كه در دوران پيش از اسلام و از عهد ساسانيان، دسته هايي از قبيله ازد از طريق بحرين، خليج فارس و عمان به بنادر و بلاد جنوب ايران مهاجرت كرده بودند، مي توان به پراكندگي جمعيت ازد در نواحي مختلف ايران پي برد. بدين سان، اين قبيله در حوادث و رويدادهاي ايران، به ويژه خراسان بزرگ، نقش عمده داشت. سرانجام، تعصبات و رقابت هاي قبيله اي ميان اعراب معدي و يماني كه دستگاه خلافت را نيز بازيچه خويش نموده بود، يكي از عوامل عمده ايجاد بحران سياسي در خلافت امويان گرديد. از آن جا كه خراسان نيز يكي از مراكز عمده مهاجرت اعراب به داخل ايران بود، طبعا بحران‌هاي مذكور در آن سرزمين نيز بازتاب گسترده‌اي داشت.در نتيجه ازدي ها نيز به عنوان عناصر مهم اجتماع عرب در خراسان، به صحنه اين بحران ها كشيده شدند. خشم و نارضايتي ازدي ها در خراسان كه ناشي از تفوق اعراب عدناني بريماني ها، تسلط آنان بر امور مختلف و بركناري ازد و ديگر قبايل يماني از امور سياسي – اداري خراسان كه سياست خلفا را نيز تحت تاثير خود قرار داده بود، به ويژه پس از هلاكت خاندان مهلب، موجبات نزديكي هر چه بيشتر آنان را با عناصر ناراضي به ويژه ايرانيان تحقير شده از سوي اعراب، فراهم آورد. اين مساله نه تنها موجب همراهي ازدي ها با عباسيان و سقوط قطعي امويان گرديد، بلكه زمينه هاي آشنايي هر چه بيشتر آنان را با فرهنگ ايراني فراهم كرد.