تحصيلات تکميلي

تاريخ دفاع : 22/7/81

رشته و گرايش : علوم اجتماعي- جامعه شناسي

استاد مشاور : احمدرضا زماني

نام و نام خانوادگي : مهناز فرهمند

دانشكده : ادبيات و علوم انساني

استاد راهنما : دکتر فروغ السادات عريضي-دکتر رسول رباني خوراسگاني

بررسي عوامل اجتماعي بيماري هاي رواني

چكيده

هيچ موجود زنده‌اي، قطع نظر از توانايي هاي بالقوه و كيفيت هاي بنيادي، نمي‌تواند در خلاء زندگي كند، بلكه به محيط مناسب نياز دارد. به طور كلي جامعه با نهادها و گروه هاي واقع در آن، با سطح عملكرد خود در سطوح و ابعاد مختلف گاهي باعث تسهيل و گاهي همچون مانعي در مسير برآورده شدن نيازها، اميال و آرزوهاي فرد واقع مي گردد لذا با اعمال فشار بر اعضاي خود، آنان را به سوي يك سري مخاطرات رواني سوق مي دهد. پژوهش حاضر به منظور بررسي سطح عملكرد اجتماعي و مؤلفه هاي موجود در آن نظير طبقه اجتماعي، شغل، حمايت خانوادگي، نوع جامعه (شهر، روستا) سطح تحصيلات، مذهب، مسكن و رابطه آن با اختلال رواني (افسردگي) مي باشد. مطالعه از نوع توصيفي ـ استنباطي است. آزمودني‌‌ها با تعداد 247 نفر بيمار افسرده مراجعه كننده به درمانگاه‌ها، مراكز مشاوره و مطب‌هاي خصوصي كه با تشخيص پزشك معالج به عنوان افسرده مطرح مي‌شدند و 150 نفر از افراد سالم كه سابقه بيماري افسردگي نداشتند انتخاب شدند اين مطالعه از تاريخ 10/2/81 لغايت 10/5/81 براي هر دو گروه انجام شده است دو گروه بيمار و شاهد توسط پرسش‌نامه مورد ارزشيابي قرار گرفته نتايج حاصل نشان دهنده شيوع 7 برابر افسردگي در زنان نسبت به مردان است. 97% بيماران در سنين 15 تا 40 سالگي قرار داشته و از نظر تحصيلات 1/80% گروه بيمار داراي تحصيلات ديپلم، سيكل، ابتدايي، بي‌سواد بودند. از نظر وضعيت شغلي، نيمي از نمونه بيمار، محصل و خانه‌دار بودند.

نتايج حاصله در قسمت بررسي فرضيه‌ها بدين ترتيب بود كه بيشترين تعداد بيمار از طبقه متوسط و پايين بوده و در نهايت رابطه بين طبقه و بيماري افسردگي تاييد گرديد. تفاوت دو گروه افسرده و شاغل در زمينه مشاغل پر فشار محقق گرديد. در زمينه رابطه بين پايبندي به مذهب و افسردگي، گروه شاهد با كسب متوسط امتياز 85/36 و گروه بيمار با متوسط امتياز 96/30 ، بين دو گروه تفاوت موجود بود. نتيجه حاصله در بررسي حمايت خانوادگي، نشان دهنده وضعيت مطلوبتر حمايت خانوادگي براي گروه شاهد بود.

در نهايت تفاوت بين دو گروه در متغيرهاي فوق‌الذكر محرز گشته و رابطه بين عوامل اجتماعي با بيماري افسردگي تاييد گشته است و نتيجه‌اي كه از اين داده‌ها استنباط مي‌شود دالّ بر اين است كه عوامل اجتماعي در كنار علل زيستي و رواني نقش بس موثر در ايجاد تنش‌ها و اختلالات رواني دارد.

كليد واژه: 

اختلال رواني (افسردگي)

عوامل اجتماعي (طبقه اجتماعي، سطح تحصيلات، مذهب، شغل، حمايت‌هاي خانوادگي، نوع جامعه، مسكن)