تحصيلات تکميلي

تاريخ دفاع : 15/7/81

رشته و گرايش : فلسفه-غرب

استاد مشاور : دکتر يوسف شاقول

نام و نام خانوادگي : علي رضا علمدار ميبدي

دانشكده : ادبيات و علوم انساني

استاد راهنما : دکتر محمدعلي اژه اي

فلسفه سياسي كانت

چكيده

طرح ناقص اعتقادات يك فيلسوف, علاوه بر اينكه ظلم بزرگي به آن فيلسوف محسوب مي‌شود, مي‌تواند ما را در ارائه آرائش دچار نوعي ناهمگوني و بلاتكليفي نمايد. علي‌الخصوص اگر آن فيلسوف, شخصيت برجسته تاريخ فكر و انديشه بشري يعني كانت باشد. كانت را اغلب بعنوان يك فيلسوفي كه در عرصه معرفت‌شناسي, فلسفه اخلاق و بعضاً زيبايي‌شناسي, فعاليت نموده است مي‌شناسند. در حاليكه كانت در حوزه فلسفه سياست نيز همچون حوزه‌هاي ديگر توانسته است با اقتدار كامل, و با طرح نوآوريهاي خاص خود, براساس شسيوه عقلاني كه تا آن زمان منحصر بفرد بوده است, بنيادي‌ترين مسائل سياسي را همچون قرارداد اوليه, جامعه مدني, آزادي, قواي سه‌گانه, انقلاب و شورش, شهروند, حاكم و حقوق متعلق به او, عدالت, اخلاق و سياست, اراده عقلاني, انواع حكومتها و برترين نوع حكومت, اصلاحات, صلح دائم, مجمع بين‌المللي و جامعه جهاني ميهني را طرح نمايد.

فلسفه سياست را براي كانت, به دلايل مختلف از آن جمله كه اين مباحث را عمدتاً بعد از نقدهاي سه‌گانه خود طرح مي‌نمايد و آثار متعلق به آنرا در دو دهه آخر عمر خود به نگارش درآورده است و نيز بدليل طرح مقدمه گونه فلسفه اخلاقش براي استفاده از آن در فلسفه سياست, مي‌توان دغدغه اصلي كانت و غايت نظرات او دانست.

اين رساله در صدد است, جايگاه بلند كانت را در عرصه سياست, تبيين و اثبات نمايد. به همين دليل آراء سياسي كانت در اين رساله با آراء فلاسفه سياسي بزرگي چون هايز, لاك, روسو و بعضاً ماكياول مورد مقايسه قرار گرفته است, تا بهتر بتوان بر قدرت استدلال و عقلاني بودن نظريات سياسي او و جايگاه بلامنازعش در عرصه سياست توجه داشت. جايگاهي كه حتي شارحان آثارش بدليل تأثير فوق‌‌العاده نقدهاي سه‌گانه (نقد عقل محض, نقد عقل عملي و نقد قوه حكم), كمتر بدان توجه داشته و در نظر گرفته‌اند.