تحصيلات تکميلي

تاريخ دفاع : 25/6/82

رشته و گرايش : فلسفه-غرب

استاد مشاور : دکتر سعيد بيناي مطلق

نام و نام خانوادگي : مرتضي ميرزائي

دانشكده : ادبيات و علوم انساني

استاد راهنما : دکتر مهدي دهباشي

تحليل مسئله زمان در فلسفه برگسن

چكيده

در اين چكيده نظريه زمان در فلسفه برگسن ارائه مي‌شود.

مسله محوري در فلسفه برگسن، تمايزي است كه او بين زمان كه در تئوري‌هاي علوم طبيعي مطرح است و زماني كه ما آن را مستقيما تجربه مي‌كنيم، برقرار مي‌كند. زمان علمي يكي مفهوم رياضي است، كه به صورت نمادين در تئوري‌هاي فيزيكي به كار مي ‌رود و به وسيله ساعتها و كرنومترها اندازه‌‌گيري مي‌شود. زيرا اين ابزار اندازه گيري اجسام فضايي هستند، زمان علمي شده با اوصاف امتداد، همگني توصيف مي‌شود و از واحدهاي استاندارد (مثل ماه، سال و ثانيه ها) تشكيل شده است.

اكثريت مردم در زندگي عملي خود در جامعه اين واحدها را به كار مي ‌برند اما نه به عنوان چيزي كه در سيلان است ، آنها به صورت منفعل وجود دارند . شبيه به يك خطي كه بر روي يك سطح رسم شده است.

برگسن مي‌گويد : موقعي كه ما به تجربه مستقيم خودمان برمي‌گرديم، چيزي را نمي يابيم كه با اين مفهوم رياضي مطابقت داشته باشد . برعكس، آنچه مي يابيم سيلان، برگشت ناپذيري، توالي حالتهايي كه در همديگر ذوب مي شوند تا يك فرايند فردي را تشكيل دهند. اين فرايند همگن نيست بلكه ناهمگن است، انتزاعي نيست، انضمامي است.

به طور خلاصه، آن زمان خالص يا «ديرند واقعي » است، چيزي كه بيواسطه تجربه شده به عنوان فعاليتي كه ادامه دارد.

اگر ما سعي كنيم كه آن را با تصاوير فضايي شبيه يك خط، ترسيم كنيم، ما تنها آن را انتزاعي و به صورت يك مفهوم رياضي درآورده‌ايم كه تنها يك توهم است بزرگترين ضعف حالتهاي مكانيستي انديشه اين است كه آنها اين توهم را به صورت واقعيت جلوه مي‌دهند.