تحصيلات تکميلي

تاريخ دفاع : 15/10/73

رشته و گرايش : زبان و ادبيات فرانسه

استاد مشاور : دکتر سوسن بيضاوي

نام و نام خانوادگي : عبدالرضا سالمي نژاد

دانشکده : زبانهاي خارجي

استاد راهنما : دکتر اکبر اصغري تبريزي

تنهائي در آثار و زندگي آلفرد دوويني

چکيده

بانگاهي حتي گذرا با آثار آفلرد دوويني نويسنده رمانتيك قرن 19 فرانسه مي توان به روح ناآرام اما جستجوگرش پي برد تنهايي وسكوت او كه ناشي از حوادث واتفاقات سياسي اجتماعي عصرش مي باشد ، او را بطرف يك زندگي زاهدگونه سوق مي دهد.

اگرچه تنهايي براي او ابتدا يك اجبار بود تا يك انتخاب اما همانطور كه خودش مي گويد ، بازيافت تمام قواي روحي وفكري اش را مديون همين تنهائي مي داند واگرچه در هيچ جريان سياسي شركت نمي كند اما او خود را در سرنوشت وآينده همنوعان خود شريك مي داند وبه همين خاطر است كه در قصر تنهائي خود ودر دامان طبيعت بكر به نوشتن اشعاري فلسفي واخلاقي مي پردازد اما او همانطور كه خود نيز مي گويد نه اخلاق گراست ونه فيلسوف وبي آنكه بخواهد به نظريات شخصي خود ، يك شكل وسيستم فكري بدهد به ارائه نظريات خود پرداخته است.

در اين تحقيق موضوع تنهايي از دو ديدگاه مورد بررسي قرار گرفته است از طرفي نگاهي به تنهايي در زندگي شخصي نويسنده دارد ( كه دو بخش اول كتاب را شامل مي شود ) واز طرفي نگاهي به موضوع تنهائي در آثار نويسنده دارد ( كه دو بخش پاياني كتاب را به خود اختصاص داده است ).

علل تنهايي عنون بخش اول كتاب به بررسي علت هايي مي پردازد كه منجر به تنها شدن شاعر وجدا شدن او از زندگي شلوغ اجتماعي مي شوند . مرگ مادر ، جدائي نويسنده از معشوقه اش وپناه بردن به گوشه عزلت وتنهائي قوت مي دهند.

آقار تنهايي عنوان دومين بخش كتاب به بررسي آثار ادبي نويسنده بعد از سال 1837 ، سال آغازين تنهايي فيزيكي شاعر ، مي پردازد.

در بخش سوم كتاب « افكار تنهايي » تحت عنوان هاي « در جستجوي حقيقت » و « بسوي يك خوشبيني » مورد بررسي قرار گرفته است.

تلاش اين بخش در اين است كه كنكاش شاعر را در جستجوي حقيقت ناب نشان دهد ، حقيقتي كه شاعر آن را در آفرينش شعر وراز تنهايي مي يابد.

بررسي معنا ومفهوم تنهايي در آثار نويسنده هدف اصلي بخش پاياني كتاب مي باشد.

« تنهايي انسان نابغه » كه در ديدگاه نويسنده جايگاهي مهم دارد از زاويه دو شخصيت حضرت موسي واستللو ( كه آثاري به همين عنوان ها از شاعرموجود مي باشد ) مورد بررسي قرار گرفته است.

« تنهايي ، ريشه الهام »و « تنهايي مقدس » عنوان هاي ديگر اين بخش مي باشند كه به ريشه يابي تنهايي ونقش ونقش و « ضرورت آن در زندگي يك شاعر » مي پردازد.

نويسنده در اين تنهائي هميشه به دنبال گمشده اي مي گردد اما نه از خدا شروع مي كند ونه به آن مي رسد چرا كه معتقد است انسان بايد روي قدرت ها وتوانائي هاي دروني خود حساب بكند . او سرانجام گمشده اش را در قدرتي مي يابد كه مي تواند به او تسلي بدهد ، تسكين بدهد ، آزادي واستقلال بدهد وقواي دروني اش را دو چندان كند ، او اين همه را در شعر وتنهايي مي يابد وبه همين خاطر است كه تنهايي را مقدس مي داند.