تحصيلات تکميلي

تاريخ دفاع : 21/9/75

رشته و گرايش : زبان و ادبيات فرانسه

استاد مشاور : دکتر سوسن بيضاوي

نام و نام خانوادگي : نعمت اله کهني

دانشکده : زبانهاي خارجي

استاد راهنما : دکتر حبيب اله گندم زاده

برادري و همبستگي در «سرنوشت بشر» از آندره مالرو

چکيده

با مطالعه تاريخ ادبيات فرانسه در قرن بيستم ، تغييرات ودگرگونيهاي زيادي در آن به چشم مي خورد . اين دگرگونيها تحت تاثير بحران عميقي است كه مي توان ريشه آن را در موقعيت اجتماعي انسان معاصر جسجتو كرد.

در واقع ، پس از جنگ جهاني اول ، نگراني واضطراب ، بتدريج وجود بشر را فرا مي گيرد وانسان خسته از جنگ ، خود را بيگانه ، تنها وبدون پشتيبان در موقعيتي غم انگيز مي يابد ، در اين قرن با فرو ريختن ارزشها ، نگراني وسرگشتگي عظيمي انسان را فرا گرفته وارزشهاي سنتي كنار گذاشته مي شود.

در اين زمان ، نويسنده نوعدوست ، آندره مالرو كه خود را محدو د به مرز ونژادي خاص نمي بيند ودنيا وطن او وهمه انسانها برادران او هستند ، در مقابل عواملي كه موجب سرگشتگي انسان مي شوند ، قدعلم كرده وبه فكر جستجوي راهي براي نجات انسان از اين وضعيت مي افتد وبا نوشتن كتاب « سرنوشت بشر » خصوصيات بشر وفشارهاي اجتماعي تحميل شده بر او را بيان مي كند.

اين تحقيق در سه بخش عمده : بخش اول تحت عنون « موقعيت تراژيك انسان » كه بيانگر وضعيت غم انگيز اوزيربار سرنوشت مي باشد ، ارائه گرديده است . سپس بابررسي مفاهيمي چون تنهائي واضطراب ، كه باعث نااميدي ودلسردي بيشتر مي شوند ، مي بينم انسان بتدريج به نوعي بيهودگي وپوچي مي رسد ودر آن حالت جدا از ارزشها ، خود را در دنيايي كه برايش بي معني است ، بيگانه وسرگردان مي بيند.

در بخش « واكنش انسان در برابر سرنوشت » به عنوان بخش دوم مي بينيم كه انسان درمانده ونااميد ، عليه سرنوشت خويش چگونه به مبارزه بر مي خيزد وبا چه تلاشي سعي دارد به وجود خويش معني بخشد ودر اين بخش مالرو مي كوشد تا به قهرمانانش بياموزد از مرحله ياس ونوميدي بگذرد وبا گذشتن از اين مرحله سرنوشت خود را تغيير دهند وبه زندگي ووجود خويش معنا بخشند . در آخرين بخش تحت عنوان « راههاي رسيدن به سعادت » انساني قدرتمند را مي يابيم كه مي تواند در مقابل نيروهاي منفي مقاومت كند وبا اراده خويش در برابر سرنوشت خود ايستادگي كرده وبه همنوعان خويش بپيوندد . همچنين در اين بخش شاهد فشارهاي اجتماعي خواهيم بود كه به اشكال مختلف چون بي عدالتي ، فقر وتحقير انسان ، بر فرد ظاهر مي شوند وخواهيم ديد كه چگونه اين عوامل باعث همبستگي واتحاد انسانها شده ودر نتيجه آنها را از تحمل سنگيني بار سرنوشتشان رها مي سازد . در پايان ، مفهوم « برادري » كه بسيار غني تر از همبستگي است بعنون داروئي براي نجات انسان از موقعيت غم انگيزش مورد بررسي قرار گرفته است.