تحصيلات تکميلي

تاريخ دفاع : 22/3/74

رشته و گرايش : زبان و ادبيات فرانسه

استاد مشاور : دکتر سهيلا فتاح

نام و نام خانوادگي : سيد جعفر حکيم

دانشکده : زبانهاي خارجي

استاد راهنما : دکتر سوسن بيضاوي

شخصيت در اثر ناتالي ساروت (مارترو و افلاك نما)

چکيده

آن چيزي كه در نگاه اول در اثر « ساروت » به چشم مي خورد اين است كه شخصت چيزي نيست مكر « سايه » انسان ، وي داراي مشخصه واحدي نبوده واز ظواهر جسماني او ( قيافه ، طرز لباس پوشيدن ، هيكل ، سن وسال و....) هيچ چيزي به خواننده گفته نمي شود . وي همچنين فاقد اسم بوده وديگر بسان غالب شخصيتهاي داستانهاي قرون گذشته« تيپ » بشمار نمي رود.

بقول نويسنده چنين شخصيتي جز « نقطه اتكاي » ضعيفي نمي تواند باشد نقطه اتكايي كه بتواند اين امكان را به نويسنده بدهد تا به مطالعه روان وحالات روحي او بپردازد . در اين راستا « ساروت » جنبه دوگانه رفتار انسان را به تصوير مي كشد : كينه اي كه با تمايل به فرد ديگر همراه است وحضور همزمان مهر ومحبت وحس نوع دوستي وعداوت وخصومت نسبت به ديگري.

چنانچه قبلا" اشاره شد شخصيت داستان « ساروت » دستخوش ناراحتي رواني است كه توسط گفتار وتك گفتار وي مشخص مي شوند . گفتار وتك گفتار بيان « هيجانات ، احساسات وخاطراتي هستن كه در ضمير ناخود آگاه جمع شده ، به يكباره رخ نموده ، آنگاه از بين رفته ، به شكل ديگري در آمده وبا قالبي است . نويسنده در كتاب خود ترجيحا" روش گفتار در تئاتر را كه از مداخله نويسنده بدور است ، در پيش مي گيرد.

هدف « ساروت » وديگر نويسندگان جنبش مذكور دخالت دادن خواننده در جريان بازسازي داستان است به نحوي كه خواننده بايد خود را بجاي نويسنده گذاشته وبا تمركز حواس وسعي وكوشش در پي كشف معما ورمز وراز داستان برآيد رمزي كه نتيجه از بين رفتن قالب سنتي داستان است وبه دليل عدم توصيف ظواهر شخصيت بوجود آمده است.