تحصيلات تکميلي

تاريخ دفاع : 28/6/84

رشته و گرايش : مترجمي زبان انگليسي

استاد مشاور : دکتر محمدرضا طالبي نژاد

نام و نام خانوادگي : مسعود عزيزي نژاد

دانشكده : زبانهاي خارجي

استاد راهنما : دکتر حسين وحيددستجردي

ترجمه پذيري زبان مجاز در شعر نو فارسي: مطالعه موردي زبان مجاز در اشعار سهراب سپهري

چكيده

هدف از اين تحقيق بررسي مشکلات بر آمده از ماهيت پيچيده زبان مجاز (شامل استعاره، تشبيه، تشخيص، اغراق و ضرب المثل) در شعر نو فارسي با تمرکز بر گزيده اي از اشعار سهراب سپهري مشتمل بر دو شعر بلند و ده شعر کوتاه بوده است. اين گونه اشعار از تعداد و انواع بسياري از زبان مجاز بر خوردار هستند. در اين حوزه عمده توجه معطوف به استعاره و جنبه استعاري انواع مختلف زبان مجاز شده است چرا که دروهله اول استعاره مشکل سازترين عامل در ترجمه قلمداد مي شود(نيومارک، 1988) و در گام دوم مطالعات اندکي در اين زمينه به انجام رسيده است.

از ميان تعداد بسيار محدودي از ترجمه هاي اشعار سهراب سپهري، ترجمه هاي امامي(2004) و زاهدي(2004) انتخاب شدند. کوشش شد تا اين نکته مورد بررسي قرار بگيرد که آيا روش ترجمه تحت اللفظي بهترين روش براي ترجمه زبان مجاز است يا خير. همچنين تلاش شد که عوامل اصلي اشتباهات ويا مشکلات در دو ترجمه يافته شود. با توجه به اين نکته که روش ترجمه اتخاذ شده توسط يکي از مترجمين بيستر از مورد ديگر جنبه تحت اللفظي-معنايي داشته است، تراکم لغوي متن اصلي، متون ترجمه شده و نيز آرايه هاي ادبي يافت شده و معادلات آنها درمتون ترجمه شده محاسبه گرديد.

نتايج اين تحقيق بيانگر آن است که اشباهات رخ داده دلايل متعددي دارند که برجسته ترين آنها تفاوتهاي موجود در تعاريف و برداشتهاي موجود در علوم بلاغي در زبانهاي فارسي و انگليسي و نيز تفاوتهاي موجود در دستور زبان، هم نگاري، سبک، تغيير در قسم کلمه، توازي، ناديده انگاشتن معني بافتي کلمات و انتخاب نا صواب لغات مي باشد. مشخص شد که روش تحت اللفظي مطلوب ترين روش براي ترجمه استعارات نوين و نه براي تشبيهات مي باشد. همچنين مشخص شد که اشتباهات ذکر شده نه تنها ممکن است منجر به از دست رفتن معنا شوند که ممکن است موجب تبديل آرايه ادبي به آرايه ادبي ديگر و يا به طور کلي ازميان رفتن آن شود. در مورد تراکم لغوي هم در هر دو ترجمه افزايش تراکم لغوي مشاهده شد که اين امر درترجمه امامي که جنبه تحت اللفظي-معنايي بيشتري دارد، ملموس تر بوده است.

با توجه به نتايج اين تحقيق مي توان گفت بهتر آن است که کساني که به تدريس ترجمه اشتغال دارند اهميت توجه به ظرايف معنايي نهفته در هر لغت و تسلط بر زبانهاي مبدأ و مقصد را به فراگيران گوشزد کنند تا بتوانند متن مبدأ را به درستي تفسير نمايند و با استفاده از ابزار موجود در زبان مقصد پيام آن را منتقل نمايند. همچنين بهتر است از طريق مطالب درسي و مثال هاي روشن به فراگيران هشدار داده شود که داشتن تعصب نسبت به يک روش ترجمه و يا اتکاي صرف به تجربه به عنوان تنها ابزار لازم براي ترجمه، کاملا نادرست مي باشد.