تحصيلات تکميلي

تاريخ دفاع : 30/6/77

رشته و گرايش : زبان شناسي همگاني

استاد مشاور : دکتر علي اکبر افقري-مهدي مهرعليزاده

نام و نام خانوادگي : بتول علي نژاد

دانشكده : زبانهاي خارجي

استاد راهنما : دكتر سيد محمدتقي‌ طيب‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

بررسي‌ متون‌ شعاري‌ انقلاب‌ اسلامي‌ ايران‌ از ديدگاه‌ تحليل‌ كلام‌

چكيده

دراين‌ پايان‌نامه‌ متون‌ شعاري‌ بعنوان‌ يك‌ پديده‌ زباني‌ و پويا مورد بررسي‌ قرار گرفته‌ است‌. شعارهاي‌ مربوط‌ به‌ سالهاي‌ 1375-و 1358 قبل‌ از شروع‌ جنگ‌ تحميلي‌ بدليل‌ طبيعي‌ و خودجوش‌ بودن‌ شعارها در اين‌ دوره‌ زماني‌ مدنظر قرار گرفت‌. در اين‌ تحقيق‌ سعي‌ برآن‌ بوده‌ است‌ تا با استفاده‌ از اصول‌ زبانشناسي‌ به‌ دنياي‌ متون‌ شعاري‌ راه‌ برده‌ و نبض‌ فرهنگ‌ جامعه‌ را در انبوه‌ كدهائي‌ كه‌ عموما" بصورت‌ كدهاي‌ فرهنگي‌ در اين‌ متون‌ نهفته‌ بود، احساس‌ كنيم‌. در اين‌ تحليل‌ هيچگاه‌ درپي‌ بيان‌ بايدها و نبايدها نبوده‌ايم‌ بلكه‌ فقط‌ مي‌خواستيم‌ آنچه‌ را كه‌ مردم‌ بضرورت‌ تاريخ‌ و در نتيجه‌ فرو رفتن‌ در اعماق‌ زندگي‌ بيان‌ نوده‌اند با اصول‌ علمي‌ توصيف‌ و تحليل‌ كنيم‌ و در همه‌ مراحل‌ بيطرفي‌ خود را حفظ‌ كنيم‌ تا بتوانيم‌ با اين‌ متون‌ فرهنگي‌ بصورت‌ علمي‌ برخود كنيم‌.

دراين‌ تحقيق‌ مي‌خواستيم‌ ببينيم‌ كه‌اين‌ متون‌ از چه‌ و يژگي‌هائي‌ سود مي‌برد كه‌ اينگونه‌ بصورت‌ همگاني‌ در همه‌ تظاهرات‌ هميشه‌ و در همه‌ جا بچشم‌ مي‌خورد و عوامل‌ برانگيزندگي‌ و تحرك‌ بخشي‌ شعارها كدامند كه‌ مي‌توانند همچون‌ عامل‌ انسجام‌ آفرين‌ و وحدت‌ بخش‌ بدينگونه‌ موثر عمل‌ نمايند. دراين‌ راستا درسطوح‌ مختلف‌ زبانشناختي‌ به‌ كاووش‌ پرداختيم‌ تا قدرت‌ تحليل‌ علم‌ زبانشناسي‌ را در موشكافي‌ و تعليل‌ اين‌ متون‌ به‌ محك‌ آزمايش‌ بئذاريم‌. درفصل‌ اول‌ با ذكر مقدمهاي‌ در مورد مذهب‌ و جامعه‌ ايراني‌ و شالوده‌هاي‌ سياسي‌، اجتماعي‌ و اقتصادي‌ قبل‌ انقلاب‌ به‌ ريشه‌يابي‌ انقلاب‌ اسلامي‌ ايران‌ پرداختيم‌ در بخش‌ دوم‌ در سطح‌ آوائي‌ به‌ بررسي‌ عواملي‌ كه‌ باعث‌ انگيزش‌ آوائي‌ اين‌ متون‌ مي‌شود پرداختيم‌ مانند: وجود وزن‌، قافيه‌، هماهنگي‌هاي‌ صوتي‌، تكيه‌ و آهنگ‌ كلام‌. و براي‌ اولين‌ بار نقش‌ آواها را در انتقال‌ مفاهيم‌ و معاني‌ در زبان‌ فارسي‌ مورد بحث‌ قرار داديم‌.

در فصل‌ سوم‌ در سطح‌ واژگاني‌ به‌ تحليل‌ متون‌ شعاري‌ پرداختيم‌ و مسائلي‌ همچون‌ نشانه‌پردازي‌ در سطح‌ زاني‌ و غير زباني‌( مشتهاي‌ گره‌ كرده‌ و...) نمادگرائي‌، كلمه‌ سازي‌، استفاده‌ از رنگواژه‌ها و كلمات‌ ممنوعه‌ و... را مورد بررسي‌ قرارداديم‌.

درفصل‌ چهارم‌ درسطح‌ نحوه‌ به‌ بررسي‌ روشهاي‌ موثر در سازماندهي‌ متن‌ در زبان‌ فارسي‌ پرداختيم‌ و نقش‌ آنها را در هرچه‌ موثرتر نودن‌ اين‌ متون‌ پي‌ گرفتيم‌. برجسته‌سازي‌ و به‌ صحنه‌ كشاندن‌ عناصر، ساخت‌ امر و نهي‌ و دعائي‌، شكل‌هاي‌ خطاب‌ و ندا، فعل‌ و اهميت‌ و حضور يا عدم‌ حضور آن‌ و... در اين‌ متون‌ به‌ بحث‌ گذاسته‌ شد.

درفصل‌ پنجم‌ درسطح‌ معنائي‌ و تحليل‌ كلام‌ به‌ بررسي‌ ابزارهاي‌ زباني‌ كه‌ گويندگان‌ و شنوندگان‌ جهت‌ فهم‌ و درك‌ متون‌ از آنها بهره‌ مي‌برند، پرداختيم‌ و چگونگي‌ صدق‌ يا عدم‌ صدق‌ اصول‌ زبانشناسي‌ را ار اين‌ متون‌ مورد بررسي‌ قرار داديم‌ مانند: اصول‌ همكاري‌ گرايس‌، مفاهيم‌ ضمني‌، استنباط‌، انسجام‌، پيوستگي‌ و اصول‌ ادب‌ و بي‌ ادبي‌... نكته‌ مهم‌ در اين‌ بررسي‌ ها اين‌ بود كه‌ هيچ‌ گاه‌ نخواستيم‌ اصول‌ زبانشناسي‌ را برداده‌هاي‌ تحقيق‌ تحميل‌ كنيم‌. چراكه‌ اين‌ متون‌ را طبيعي‌ و اصيل‌ مي‌دانيم‌ بنابراين‌ اين‌ وظيفه‌ زبانشناسي‌ است‌ كه‌ به‌ تحليل‌ آنها بپردازد. گاهي‌ حتي‌ بخشي‌ از اصول‌ زبانشناسي‌ را زير سئوال‌ برديم‌ و جامعيت‌ و كليت‌ آن‌ اصول‌ را مورد شك‌ و ترديد قرار داديم‌. بدين‌ ترتيب‌ نشان‌ داديم‌ كه‌ بعضي‌ از اصول‌ بايد اصلاح‌، بازنگري‌ و يا حتي‌ تغيير كند. گاهي‌ هم‌ راهبردهائي‌ به‌ آن‌ اصول‌ افزودهايم‌.

درفصل‌ ششم‌ به‌ تفسير مطالب‌ پراكنده‌ ولي‌ مربوط‌ به‌ موضوع‌ تحقيق‌ پرداختيم‌ مانند: ارتباطات‌ غير كلامي‌ الگوپردازي‌ در شعارها، جوانبي‌ در مورد شكل‌دهي‌ شعارها، زبانشناسي‌ سياسي‌ و...

در پايان‌ به‌ يك‌ سري‌ دريافتهاي‌ زباني‌ و اجتماعي‌ نيز نائل‌ شديم‌ كه‌ بطور خلاصه‌ به‌ آنها مي‌پردازيم‌.

پشتوانه‌ آهنگين‌ شعارها، ساخت‌ ساده‌ دستوري‌ و عدم‌ وجود جملات‌ پيچيده‌ دستوري‌، زمانهاي‌ محدود و نزديك‌ به‌ زمان‌ حال‌ مثل‌ زمان‌ گذشته‌ ساده‌ و عدم‌ وجود زمانهاي‌ كامل‌( جهت‌ ايجاد ارتباط‌ فوري‌ باشنونده‌)، كوتاهي‌ و اختصار اين‌ متون‌، قابليت‌ تكرارپذيري‌، عدم‌ وجود حشو و مطالب‌ زائد، عدم‌ وجود كلمات‌ هم‌آوا و چند معنا( جهت‌ جلوگيري‌ از ايجاد سوءتفاهم‌)، استفاده‌ از واژگان‌ محدود در سطح‌ متوسط‌ و پائين‌ جامعه‌) مطابقت‌ محتواي‌ اين‌ متون‌ با علائق‌، نيازها و سطح‌ دانش‌ گوينده‌ و شنونده‌ از جمله‌ دريافتهاي‌ زباني‌ و عوامل‌ موثر دربرانگيزندگي‌ شعارها در سطح‌ زباني‌ محسوب‌ مي‌شوند.

دررابطه‌ با خود اصل‌ زبانشناسي‌ به‌ اين‌ نتيه‌ رسيديم‌ كه‌ نبايد اين‌ اصول‌ را بصورت‌ كامل‌ و جامع‌ قبول‌ كنيم‌ و در بيان‌ هر اصل‌ بايد بگوييم‌ كه‌ باتوجه‌ به‌ كدام‌ پديده‌ گفتاري‌ صادق‌ است‌. از سوي‌ ديگر نحوه‌ ارائه‌ اطلاعات‌ در سطوح‌ مختلف‌ زبانشناختي‌ در جهت‌ تقويت‌ و تحكيم‌ اطلاعات‌ يكديگر بسيار جالب‌ و خيره‌ كننده‌ بود.

در مورد دريافتهاي‌ اجتماعي‌ بايد بگوييم‌ كه‌ از آنجائيكه‌ ملت‌ با پشتوانه‌ نيروئي‌ كه‌ در نتيجه‌ اتحاد و همبستگي‌ افراد با يكديگر پيدا كرده‌ بود به‌ بيان‌ خواستها و نيازهاي‌ خود پراخت‌، به‌ خود اجازه‌ داد كه‌ دستور بدهد، ارشاد و راهنمائي‌ كند و در بعضي‌ مواقع‌ حتي‌ فحش‌ و ناسزا بدهد. اين‌ ملت‌ با پشتوانه‌ فرهنگ‌، ادبيات‌ غني‌ و زبان‌ محاورهاي‌ كه‌ در احتيار داشت‌ به‌ بيان‌ بايدها و نبايدها وخوب‌ و بدها پرداخت‌ و به‌ نظام‌ موجود اعتراض‌ كرد و همينطور محدود بودن‌ گستره‌ واژگاني‌ اين‌ متون‌ نشاندهنده‌ قشر عظيمي‌ بود كه‌ انقلاب‌ كرده‌ است‌. دركل‌ مي‌ توان‌ گفت‌ كه‌ متون‌ شعاري‌ همچون‌ آينه‌اي‌ نشاندهنده‌ روحيه‌ و طرز تفكر يك‌ ملت‌ مي‌باشد. اين‌ امر در نحوه‌ سياست‌ گذاري‌ و برنامه‌ ريزي‌ توسط‌ صاحب‌ نظران‌ و انديشمندان‌( چه‌ ايراني‌ و چه‌ خارجي‌) مي‌تواند بسيار مهم‌ باشد.

درپايان‌ مي‌توانيم‌ بگوييم‌ كه‌ زبانشناسي‌ بخوبي‌ مي‌تواند از زواياي‌ گوناگون‌ نقش‌ متون‌ شعاري‌ را مورد تحليل‌ قرار دهد و بما بگويد كه‌ چرا شعار بعنوان‌ يك‌ بخش‌ ضروري‌ و لاينفك‌ هر تظاهرات‌ در سراسر جهان‌ حضور خود را در مقابل‌ عام‌ و خاص‌ به‌ نمايش‌ مي‌گذارد.