تحصيلات تکميلي

تاريخ دفاع : 21/4/79

رشته و گرايش :زبان فرانسه-ادبيات

استاد مشاور : دکتر اکبر اصغري تبريزي

نام و نام خانوادگي : مژگان زارع متخصص

دانشكده : زبانهاي خارجي

استاد راهنما : دكتر حبيب‌اله‌ گندم‌زاده‌

عدم برقراري ارتباط فيمابين انسانها در " چنبره افعي ها " اثر فرانسوا مورياك

چكيده

يكي از موضوعات اصلي هنر قرن بيستم عدم برقراري ارتباط بين آدم‏ها است آدم‏هايي كه شاهد خشونت ،‌جنگ ، تكنولوژي ، صنعت و .... بوده‏اند . آدم‏هايي كه عصر ماشين ، آنها را از خودشان گرفته و بر نوع زندگي ، رفتار و احساسات آنها تأثير گذار بوده است . آدم‏هايي گرفتار درد ، آهن ، دود و چرخ دنده‏هاي عظيم صنعت آدم‏هايي سفر كرده به لايه‏هاي دروني ، به انزوا كشيده شده ، رها شده ، تنها ، غريب و بيگانه به هم . . . . .

و بي روح در ادبيات جهان و در آثار نويسندگان بزرگي چون ‹‹كامو ›› ، ‹‹سارتر›› ، ‹‹دوراس›› ، ‹‹ مورياك ›› و .... مشهود است.

موضوع تحقيق حاضر نيز عدم برقراري ارتباط بين آدمها در چنبره افعي‏ها اثر فرانسوا مورياك مي‏باشد ، كه سعي در تحليل شخصيت بيمارگونه لويي پرسوناژ محوري رمان از لحاظ روانشناختي دارد . لويي همسري نامهربان و پدري منفور و ناتوان در ايجاد ارتباط با خانواده‏اش ، هر چه بيشتر علاقه و عشق خود را در پول و ماديات متمركز مي‏كند و سرخورده و نااميد از جلب عطوفت خانواده‏اش تصميم به انتقام مي‏گيرد . نفرت در او همان چنبره افعي است كه هر لحظه آماده حمله و انتقام از نزديكان خود است . انتقام او به شكل محروم كردن فرزندان از ارث تجلي مي‏يابد و همين آرزوي مرگ پدر را در دل فرزندان رشد مي‏دهد . لويي بي ايمان و كافر ، در مركز خانواده‏اي خشكه مقدس و رياكار ، در قلب خود نسبت به خدا نيز احساس نفرت مي‏كند ، در حاليكه در لحظات پاياني ،‌ در عمق قلبش ، ايماني است كه باعث مي‏شود از انتقام خود چشم پوشي كند . اما حتي پس از اين تصميم هم نمي‏تواند در قلب فرزندان خود جايگاهي بيابد ، و در آرزو و عطش محبت ، بيمار و تنها جان مي‏دهد.

بررسي اين شخصيت از ديدگاه روانشناختي ، پرداختن به ميليونها لويي تنهايي است كه در همه جاي اين سرزمين خاكي راه مي‏روند ، مي‏خورند ، نفرت دارند ، دوست دارند و در نهايت تنهايند . در ميان حركت سرسام‏آور چرخ دنده‏هاي صنعت ، تكنولوژي و سفر به آسمانها ،‌آدم‏ها ، درونشان سرزمين قطبي است ، سرد ، يخ ، مرده .... و نيازي به ديگران ،به محبت ، سرچشمه هستي ،‌راز آفرينش . . . .