تحصيلات تکميلي

تاريخ دفاع : 27/4/78

رشته و گرايش : زبان فرانسه-ادبيات

استاد مشاور : دکتر اکبر اصغري تبريزي

نام و نام خانوادگي : ليلا قلعه تکي

دانشكده : زبانهاي خارجي

استاد راهنما : دكتر حبيب‌اله‌ گندم‌زاده‌

تعهد در آثار پل الوار و نيمايوشيج بين سالهاي 1938-1945/1317-1324

چكيده

ادبيات قرن بيستم رابطه‏اي تنگاتنگ با تاريخ سياسي و اجتماعي اين عصر دارد. در حقيقت، ادبيات اين قرن خود را از قيد تخيلات محض شاعرانه رهايي بخشيده، ‌مادة خام خود را از حوادث واقعي استخراج مي‏نمايد و ادبيات جديد با عنوان، «ادبيات متعهد» پا به عرصه ظهور مي‏گذارد.

البته اولين نشان‏هاي اين نوع ادبيات را در قرن نوزدهم و پس از انقلاب 1830 در فرانسه و در آثار رماتنيكها مي‏توان يافت. آنان كه خواهان شعري مترقي، انساني و اجتماعي بودند، هنر خود را در خدمت «بينوايان» قرار دادند و از اين پس، شاعر رسالتي عظيم بر دوش گرفت و به گفته ويكتورهوگو «راهنماي انسانها» و حتي «موساي عصر» گرديد.

در قرن بيستم با حوادث گوناگون سياسي و اجتماعي، بخصوص جنگهاي جهاني اول و دوم «تعهد» رنگ تازه‏اي بخود گرفت و معناي تازه‏اي يافت. بدين ترتيب «تعهد» بيانگر عمل يا موضع گيري هنرمند يا روشنفكري گرديد كه خود را متعلق به جامعه و دنياي عصر خويش مي‏داند و تنها به تماشاي حوادث زمان بسنده نمي‏كند، بلكه انديشه و هنر خود را در خدمت هدفي والا و انساني قرار مي‏دهد.

با توجه به اين نكته كه مسئله تعهد در ادبيات به عنوان حركتي جهاني در ادبيات ملل مختلف جهان مطرح گرديد، در اين تحقيق، با انتخاب دو ادبيات مشهور و غني دنيا يعني ادبيات فرانسه و ادبيات فارسي، به بررسي مسئله تعهد در آثار دو شاعر معاصر فرانسوي و ايراني كه از پيشگامان ادبيات متعهد در دو كشور فرانسه و ايران محسوب مي‏گردند، يعني پل الوار (1952 – 1895) و نيمايوشيج (1959 – 1897) پرداخته‏ايم.

در اين تحقيق تلاش كرديم معيارهايي را كه در شناساندن اين دو شاعر به عنوان شعراي متعهد در ادبيات فرانسه و ادبيات فارسي نقش دارند،‌بررسي و روشن نماييم و در پي آن، با مطالعه تطبيقي تعهد اين دو شاعر انقلابي، ‌متعهد و مردمي از خلال آثار آنها، شباهتها و تفاوتهاي تعهد آنان را مشخص نموديم.