تحصيلات تکميلي

تاريخ دفاع : 4/8/77

رشته و گرايش : زبان فرانسه-ادبيات

استاد مشاور : دکتر سهيلا فتاح

نام و نام خانوادگي : مريم ديباج

دانشكده : زبانهاي خارجي

استاد راهنما : دکتر سوسن بيضاوي

بررسي فن داستان نويسي و شخصيت پردازي نزد مورياک

چكيده

در اين پايان‏نامه فن داستان نويسي و شخصيت پردازي نرد مورياك در دو رمان معروف او  «تزردسكي » و « پايان شب » بررسي شده است . رساله به 3 قسمت اصلي تقسيم شده است.

در قسمت اول به بررسي كادر داستان مي‏پردازيم . اغلب داستانهاي مورياك در سرزمين لاند كه در جنوب غربي فرانسه واقع است اتفاق مي‏افتد . اين سرزمين زادگاه نويسنده است و او خود در يكي از كتابهايش توضيح مي‏دهد كه هرگز نمي‏تواند رماني را رشته تحرير درآورد مگر آنكه محيطي را كه در داستان در آن جريان دارد از نزديك ديده باشد و يا در آنجا زندگي كرده باشد . در اين قسمت ما به ارتباط ظريفي كه بين تصاوير ترسيم شده و روح رسوناژ وجود دارد پي مي‏بريم . رنگهاي بكار گرفته شده و احساسات مختلفي را كه نويسنده با الهام از آنها به خلق اثر پرداخته ،‌بررسي مي‏كنيم و نيز مي‏بينيم كه عناصر طبيعت مانند آب و آتش چگونه نويسنده را در بيان احساسات ياري كرده‏اند.

در قسمت دوم ما به بررسي سيستم گفتاري نويسنده مي‏پردازيم در رمان « تزردسكي رو » زاويه ديد نويسنده اكثراً دروني است و نويسنده به صورت يك داناي كل محدود ظاهر مي‏شود كه از خلاق ذهنيت شخصيت اصلي داستان به نقل حوادث اتفاق افتاده مي‏پردازد . در اين قسمت ما نبوغ و ذوق نويسنده را در خلق اثر بوضوح مشاهده مي‏كنيم چرا كه او كاملاً آشنا به جريان سيال ذهن است و با استفاده از آن قسمت اعظم جريانات گذشته حال و آينده را به تصوير مي‏كشد.

در قسمت سوم پرسوناژ بررسي مي‏شود نويسنده در حاليكه الهامي از شخصيتهاي واقعي در ذهن دارد ، شخصيتي كاملاً جديد و متفاوت با آنها را به تصوير مي‏كشد . مورياك عقيده دارد كه پرسوناژ داستان همه صفات پليدي را كه نويسنده از آن هراس دارد در خود جمع دارد و نويسنده مي‏تواند نكات منفي شخصيتي خود را به پرسوناژ بدهد و آنها را در او به تصوير بكشد تا بدين ترتيب خود را از دست آنها برهاند . چون اين صفات كاملاً پر رنگ شده و بسيار اغراق آميز در پرسوناژ بروز مي‏كند بنابر اين هيچگونه شباهتي بين نويسنده و پرسوناژ ديده نمي‏شود و شخصيت ترز كاملاً متفاوت با نويسنده آن است . در جامعه بورژوازي و شهرستاني فرانسه زن بايد همواره تابع خانواده و تصميمات آن باشد . ترز در چنين جامعه‏اي خود را تنها و اسير مي‏يابد . شخصيت ترز پيچيده و داراي تضادهاي دروني است . عمل اقدام به قتل شوهرش همواره سايه سياه و نحس خود را بر روي زندگي او مي‏اندازد و او را به سوي رخوت و سستي و ديوانگي مي‏كشد . مورياك نويسنده‏اي مذهبي است و سعي دارد بدبختي و سرنگوني انسان بدون ايمان به خدا را به رشته تحرير درآورد . او قصد هدايت ترز را به سوي خدا دارد ولي در كتاب اول خود « تزردسكي رو » موفق نمي‏شود و سعي مي‏كند اين پرسوناژ افسار گسيخته را در كتاب دوم خود « پايان شب » به سوي خداوند هدايت كند.