تحصيلات تکميلي

تاريخ دفاع : 27/7/77

رشته و گرايش : زبان فرانسه-ادبيات

استاد مشاور : انورالسادات ميرعلايي

نام و نام خانوادگي : شراره فتحي زاده

دانشكده : زبانهاي خارجي

استاد راهنما : دكتر حبيب‌اله‌ گندم‌زاده‌

اخلاق در ادبيات كودك از خلال آثار هوشنگر مرادي كرماني و پييرپولو

چكيده

ادبيات كودك اين امكان را فراهم مي‏سازد كه تغييراتي در حيطه و ادراكات كودكانه ايجاد گردد و بدين گونه كودك مي‏تواند با اكتسابات خود نظم بخشد.

اين تحقيق شامل سه بخش و هر بخش در برگيرنده فصول متعدد مي‏باشد.

با بررسي و مطالعه آثار دو نويسنده يعني هوشنگ مرادي كرماني و پييرپولو، ما ابتدا به نقطه‏هاي مشترك اين دو، همچون الهامات آنان از سرزمين مادري پي مي‏بريم. به كمك شيوه‏هاي ساده و گيرا آنها قصد دارند تا حس كنكاش را چه در زمينه فرهنگي و چه اجتماعي در كودكان برانگيزند. همچنين آنان سعي دارند حس همدردي، قوة درك و عشق به ديگران را در آنها تقويت نمايند.

بررسي، اخلاق در ادبيات كودكان سزاوار آن است كه به سمت تحقيق درباره روش‏هاي متفاوتي كه به شكل گيري اين مسئله در كودك ياري مي‏رساند، روي آورد. در اين راستا نقش راهنماها بسيار پراهميت خواهد بود، ‌زيرا كودك به تنهايي قادر به فائق آمدن بر مسائل خود نخواهد بود.

مرادي كرماني و پولو گاه تلاش مي‏نمايند تا با درس‏هاي اخلاقي مستقيم و گاه غير مستقيم به اين هدف دست يابند. آنها از طبيعت نيز براي رسيدن به اهدافشان استفاده مي‏كنند، زيرا از عنفوان كودكي، كودك به طبيعت علاقه خاصي دارد و اغلب طبيعت همچون زيربناي داستان آنان رخ مي‏نمايد.

از سوي ديگر، با مطالعه و تعميق در اجتماع و چهره‏هاي گوناگون آن، ‌اين دو نويسنده ابتدا به شرايط اقتصادي كه كودكان در آن زندگي مي‏كنند،‌مي‏پردازند. با انتخاب گروههاي اجتماعي كه داراي يك سري كاستي‏ها هستند اين مؤلفين امكان بيشتري پيدا خواهند كرد كه پيام‏هايي كه كتاب‏هايشان بايد در برداشته باشند، ‌ترويج دهند. اين داستان‏ها همچنين حاوي مبارزه كودكان براي گذران زندگي يا نجات آبروي خانواده باشند. با طرح شرايط و موقعيت‏هاي گوناگون آنها از تلاش‏هاي كودكان در اين زمينه ياد مي‏كنند.

مرادي كرماني و پولو از كمك متقابل نيز سخن به ميان مي‏آورند، چرا كه با ارتباط مستقيم با افراد و اشياء‌ كودك قادر به كسب آگاهي مي‏گردد. آنان همچنين از طرفي به بررسي آثار و عواقب صبر و از طرف ديگر به پيامدهاي خشم در كودكان و بزرگسالان مي‏پردازند.

در خاتمه بايد خاطر نشان كرد كه ساختار اخلاق در ادبيات كودك، ‌روش‏هاي گوناگون تربيتي را طلب مي‏كند، روشهايي كه راه را براي بلوغي بارور در كودكان مي‏گشايد و جذب آنان را در جامعه امكانپذير مي‏سازد. بنابر اين رابطه كودك با جهان ارزشي بالنده خواهد داشت. در حقيقت پرورش كودك، بيشتر اقدامي خلاق است به بياني ديگر پرورش مي‏تواند بيشتر به عنوان هنر بحساب آيد تا علم.