تحصيلات تکميلي

تاريخ دفاع : 30/6/79

رشته و گرايش : زبان شناسي همگاني

استاد مشاور : دکتر ساسان سپنتا

نام و نام خانوادگي : حميد گلستاني

دانشكده : زبانهاي خارجي

استاد راهنما : دکتر منيژه يوحنايي

نحو گويش مازندراني ( ساروي ) در قالب نظريه اصول و پارامترهاي چامسكي ( 1982 ،1986 ، 1992 )

چكيده

هدف اين رساله ‌،‌ توصيف و بررسي نظريه ايكس ـ تيره و همچنين توصيف استدلالي نظام حالت و چگونگي تأثير آنها در ساختار جملات گويش ساروي بر اساس نظريه اصول و پارامترهاي چامسكي )82 – 1986 – 1992) مي‏باشد.

جمع‏اوري اطلاعات و داده‏ها براساس تست قضاوت نحوي صورت گرفته است كه به صورت تست 20 مقوله‏اي مي‏باشد . اين تست به حدود 30 نفر از گوشيواران ساروي بي سواد و مسن داده شد كه از ميان آنها 15 نفر مرد و 15 نفر زن كه به تصادفي انتخاب شدند شركت داشته‏اند.

پس از بررسي نظريه ايكس تيره و اصول موجود در آن و بررسي پارامتر سر كه بر اساس آن عنوان شد كه زبانهاي دنيا يا به صورت هسته آخر مي‏باشند و اعمال آن بر گويش ساروي به اين نتيجه مي‏رسيم كه در اين گويش بعضي از مقوله‏ها همانند فعل ،‌پي بند (I) و حرف اضافه به صورت هسته آخر و مقوله‏هاي ديگر همچون اسم ،‌ متمم نما ( C ) و صفت به صورت هسته اول مي‏باشند ، در نتيجه اين مورد با آنچه كه در نظريه پايكس تيره مي‏شود سازگاري نداشته بنابر اين مي‏توان گفت كه پارامتر سر در اين مورد دچار مشكل مي‏شود.

همچنين پس از بررس نظام حالت و اينكه اين نظام جايگاه و رابطه نحوي اقمار مختلف يك محمول را در جمله تعيين مي‏كند و اعمال آن بر گويش سازي به اين نتيجه مي‏رسيم كه در اين گويش حالتهايي همچون فاعلي ، مفعول صريح و مفعول غير صريح وجود دارد . از مقوله‏هايي كه مي‏توانند حالت فاعلي يگيرند مي‏توان از عامل مسبب ،‌منبع ، كنش ،‌روبرو و تجزيه گر نام برد . در بررسي حالت مفعولي مي‏بينيم كه در اين گويش دو نوع مطابقه مفعولي وجود دارد يكي به صورت مفعول صريح و ديگري به صورت مفعول غير صريح ،‌ با اين توضيح كه نونمود آوايي آنها يكسان مي‏باشد . از قمرهايي كه مي‏توانند حالت مفعول صريح ،‌با اين توضيح كه نمود آوايي آنها يكسان مي‏باشد . از قمرهايي كه مي‏توانند حالت مفعول صريح بگيرند مي‏توان به قمر كنش رو و قمر تجزيه گر اشاره كرد . در بررسي مفعول غير صريح در گويش وجود داشته و از مشخصات آن پذيرفتن قمر مقصد يا هدف در جايگاه مخصصه خود است ،‌ در حالي كه در زيان فارسي هدف معمولاً حالت ذاتي داشته كه از حرف اضافه به كسب مي‏كند.