تحصيلات تکميلي

تاريخ دفاع : 28/6/79

رشته و گرايش : زبان شناسي همگاني

استاد مشاور : دکتر ساسان سپنتا-آزاد ماتيان

نام و نام خانوادگي : زهرا ميرزا

دانشكده : زبانهاي خارجي

استاد راهنما : دکتر منيژه يوحناني

يادگيري مقوله هاي كاركردي در زبانهاي فارسي وارمني توسط فراگيران آن زبانها

چكيده

پژوهشي حاضر در چارچوب نظري دستور جهانشمول ونظريه اصول وپارامترها چگونگي فراگيري برخي مقوله هاي كاركردي در زبانهاي فارسي وارمني توسط فراگيران آن زبانها را مورد بررسي قرار مي دهد . با توجه به پارامتري بودن مقوله هاي كاركردي وايدة مطرح شده در فرضيه بلوغ كه تعيين ارزش پارامترها را تنها در سنين قبل از بلوغ ممكن مي داند ، تحقيق حاضر اعتبار فرضيه فوق ودرستي آن را بررسي مي كند . چگونگي يادگيري چند مطابقه نحوي حالت ( فاعلي ، مفعولي صريح ومفعولي غير صريح ) ، افعال خفيف وبعضي از حروف الضافه از جمله مباحثي است كه در اين تحقيق مورد توجه قرار مي گيرند . براي اين كار دو گروه فراگير در نظر گرفته شده است كه يكي به عنوان ارمني زبانان فراگير فارسي از سنين قبل از بلوع به يادگيري زبان دوم پرداخته اند وگروه ديگر فارسي زباناني هستند كه در بزرگسالي شروع به يادگيري زبان دوم ارمني كرده اند . به منظور جمع آوري اطلاعات از اين دو گروه فراگير دو آزمون مجزا تهيه شده ودر اختيار آنها قرار گرفت . براساس پاسخهاي آنها به جملات آزمونها و نتايج آماري بدست آمده ، بنظر مي رسد كه برخلاف نظر اسميت وتسيمپلي ( 1995)، صرف مواجهه با زبان دوم در سنين قبل از بلوغ متضمن يادگيري كامل آن نيست ( تمام گروههاي ارمني زبان فارسي را به خوبي ياد نگرفته اند ) و يادگيري زبان دوم در سنين بعد از بلوغ نيز ممكن است ( فارسي زبانان در بسياري از موارد درصد بالايي از يادگيري را نشان مي دهند ) . نتايج همچنين در بردارنده اين موضوع است كه همه اشكالات فراگيران در يادگيري زبان دوم به دستور ومقوله هاي نحوي مربوط نمي شود چرا كه در برخي از موارد فراگيران در يادگيري مقوله هايي مشكل دارند كه از نظر نحوي در هر دو زبان اول ودوم آنها به يك شكل مي باشند . در حقيقت واژگان وعدم فراگيري صورتهاي واژ- واجي مناسب عامل بسيار مهمي در ناتواني آنها محسوب مي شود . يكي ديگر از دستاوردهاي اين تحقيق مشخص شدن اهميت آموزش فراگيران به زبان دوم است . به عبارت ديگر تفاوت سطح موجود بين توانش گروههاي آموزش ديده وغير آموزشي فراگيران به طور ضمني بيان مي كند كه قرار گرفتن فراگير در محيطهاي آموزشي كه در آنها به زبان دوم تدريس مي شود در فرايند يادگيري او بسيار موثر است . آخرين نتيجه بدست آمده مبني براين است كه فراگيران هنگام يادگيري زبان دوم تمايل بيشتري به استفاده از حالتهاي ذاتي دارند وحتي الامكان از بكار بردن حالتهاي ساختاري خودداري مي كنند . آنها معمولا" ساختار جمله را به گونه اي سامان مي دهند كه نيازي به ارتقاء گروههاي اسمي نباشد . اين نكته بدان مفهوم است كه در يادگيري زبان دوم هرگونه ارتقاء وجابجايي در سطح نحو فرآيند مشكلي است.