تحصيلات تکميلي

تاريخ دفاع : 1/8/84

رشته و گرايش : زبان و ادبيات عرب

استاد مشاور : دکتر سيد علي ميرلوحي

نام و نام خانوادگي : حسين بختيار نصرآبادي

دانشكده : زبانهاي خارجي

استاد راهنما : دکتر سيد رضا سليمانزاده نجفي

ضرورتهاي شعري و بررسي آن در ديوان متنبي

چكيده

بكارگيري قواعد دستور زبان (صرف ونحو) در شعر ونثر تا حدودي با هم تفاوت دارد اين تفاوتها به خاطرآن است كه بين زبان شعر وزبان نثر، اختلافاتي وجود دارد كه وزن وقافيه مهمترين آنهامي باشد. همين وزن وقافيه باعث مي شود كه به كارگيري قواعد دستور زبان درشعر، متفاوت از نثرباشد، واين همان است كه دستورشناسان از آن با عنوان «ضرورت شعري » ياد مي كنند. در نتيجه براي شناخت تفاوتهاي دستوري بين شعر ونثر، آشنايي با ضرورتهاي شعري، لازم به نظر مي رسد.

اين پايان نامه به بررسي مقوله ضرورت شعري در زبان عربي مي پردازد وسپس به بررسي آن در اشعار متنبي شاعر قرن چهارم مي پردازد. تا معلوم سازد كه اين شاعر توانا تا چه حد در ورطه ضرورتها، قرار گرفته است وآيا اين ضرروتها، فصاحت وبلاغت كلام او را تهديد كرده است يا خير؟

در فصل اول خلاصه اي ازضرورت شعري وتعريف آن آمده، فصل دوم به بررسي انواع ضرورتهاي شعر اختصاص دارد وفصل سوم نيز به زندگي شاعر مي پردازد. در فصل چهارم به بررسي ضرورت شعري در اشعار متنبي پرداخته كه نتايج حاصله به شرح زير است.

الف) شاعر در اشعار خود، از ضرورتهاي لغوي استفاده فراواني برده است. اما اين ضرورتها مخل فصاحت كلام او نبوده.

ب) وي از ضرورتهاي صرفي ونحوي كه فصاحت وبلاغت كلام را تهديد مي كنند، مثل فك ادغام واجب وساختن افعل تفضيل از سواد وبياض وتقديم معطوف بر معطوف عليه وفصل بين مضاف ومضاف اليه و … تا حداكثر توان اجتناب كرده است.

متنبي در نظم اشعارش، كاملا به فصاحت وبلاغت وضرورتهاي شعري وقوف و آگاهي داشته ومي دانسته كه ارتكاب كداميك از ضرورتها، شعراو را از نظر ادبي وبلاغي تنزل مي دهد لذا مرتكب آن ضرورتها نشده است.