تحصيلات تکميلي

تاريخ دفاع : 23/3/75

رشته و گرايش : زبان و ادبيات فرانسه

استاد مشاور : دکتر سهيلا فتاح

نام و نام خانوادگي : حبيب قهرماني

دانشکده : زبانهاي خارجي

استاد راهنما : دکتر سوسن بيضاوي

اومانيسم‌ ويكتور هوگو از لابلاي‌ داستانهاي‌ «مردي‌ كه‌ مي‌خندد» و «نود و سه‌»ء

چکيده

بر طبق‌ نظر هوگو اومانيسم‌ آييني‌ است‌ كه‌ موضوع‌ و هدفش‌ شكوفائي‌ استعدادها و اعتلاي‌خصوصيات‌ انساني‌ و شخصيت‌ ملكوتي‌ انسان‌ مي‌باشد.

در حقيقت‌ هوگو معتقد به‌ يك‌ جامعه‌ انساني‌ است‌ كه‌ همه‌ افراد نوع‌ بشر عضو آن‌ و داراي‌ احساست‌مشترك‌ و مسئوليت‌ متقابل‌ نسبت‌ به‌ يكديگرند. چون‌ همه‌ انسانها داراي‌ قلبي‌ هستند كه‌ بجزبه‌حقيقت‌ انساني‌ به‌ چيز ديگري‌ حكم‌ نميكند. پس‌ بنابراين‌ بقول‌ هوگو «زماني‌ كه‌ من‌ براي‌ شما در موردخودم‌ سخن‌ ميگويم‌ ، من‌ با شما و در مورد شما صحبت‌ مي‌كنم‌». بر طبق‌ نظر هوگو براي‌ اينكه‌ انسان‌از حصار كوته‌ فكريها و كج‌ انديشي‌ها نجات‌ يابد ، بايد به‌ وجدان‌ كه‌ از يك‌ ايده‌آل‌ الهي‌ الهام‌ مي‌گيردو جايگاهش‌ قلب‌ آدمي‌ است‌ پيروي‌ نمايد. اديب‌ ، نويسنده‌ و سياستمدار قرن‌ نوزدهم‌ فرانسه‌ درمورد مسائل‌ اجتماعي‌ بر اين‌ عقيده‌ است‌ كه‌ بايد به‌ كشف‌ علل‌ و عوامل‌ معضلات‌ جامعه‌ پرداخت‌ . اودر لابلاي‌ رمانهايش‌ با تجزيه‌ و تحليل‌ دردهاي‌ اجتماعي‌ چنين‌ فكر مي‌كند كه‌ بي‌سوادي‌، عوام‌زدگي‌،جنگ‌ ، بيكاري‌، ضعف‌ مديريت‌ يك‌ جامعه‌ مي‌توانند علل‌ اساسي‌ بدبختي‌ ها و بينوايي‌هاي‌ افرادبشر گردند. بدين‌ سبب‌ او مجازات‌ مرگ‌ را بدون‌ در نظر گرفتن‌ علل‌ مستقيم‌ و يا غير مستقيم‌ اقتصادي‌،فرهنگي‌ ، اجتماعي‌ ، سياسي‌ محكوم‌ مي‌كند. با اين‌ وصف‌ هوگو معتقد است‌ كه‌ انسان‌ ذاتاً خوب‌است‌ و طبقات‌ اجتماعي‌ نيز در خوشبختي‌ او تاثير ندارند كه‌ در بدبختي‌ او جامعه‌ تاثير بسزائي‌ دارد.ويكتورهوگو معتقد است‌ كه‌ اگر بخواهيم‌ در جامعه‌اي‌ برابري‌ و انصاف‌ حكمفرماباشد و بردگي‌ انسان‌از جامعه‌ رخت‌ بربندد بايد قلب‌ انسان‌ بعنوان‌ چراغ‌ راه‌ او قرار گيرد. همچنين‌ هوگو مسائل‌ سياسي‌ رانيز از يك‌ زاويه‌ كامل‌ بشر دوستانه‌ مورد مداقه‌ قرار مي‌دهد و در واقع‌ ايده‌آل‌ حكومتي‌ ويكتورهوگودر يك‌ نظام‌ حكومتي‌ است‌ كه‌ عشق‌ به‌ انسانيت‌ ونوع‌ بشر مبناي‌ عمل‌ سياستمدران‌ قرار گيرد.

بهرحال‌ اگر ما بخواهيم‌ ريشه‌ انسانگرائي‌ ويكتورهوگو را بهتر درك‌ كنيم‌ بهتر است‌ بگوييم‌ كه‌ او براي‌قلب‌ و احساسات‌ انساني‌ جايگاه‌ ويژه‌اي‌ قائل‌ است‌ و معتقد است‌ كه‌ قلب‌ فطري‌تر از عقل‌ است‌ كه‌ باطبيعت‌ اصلي‌ ما منطبق‌ تر است‌ و اين‌ طرز تفكر متاثر از مكتب‌ رمانتيسم‌ است‌ و ما مي‌توانيم‌ بگوئيم‌كه‌ ويكتورهوگو با كليت‌ بخشيدن‌ به‌ احساسات‌ و عواطفش‌ و ورود به‌ صحنه‌ سياسي‌ و اجتماعي‌جامعه‌ زمان‌ خود درصد است‌ تا به‌ افكار و عقايد انسانگرايانه‌اش‌ جامه‌ عمل‌ بپوشاند و لذا خود رايك‌ اومانيست‌ رمانيتكي‌ معرفي‌ مي‌كند. پس‌ بنابراين‌ ما مي‌توانيم‌ ادعا كنيم‌ كه‌ اومانيسم‌ ويكتور هوگواز قريحه‌ رمانتيكي‌اش‌ نشات‌ گرفته‌ است‌.