تحصيلات تکميلي

تاريخ دفاع : 28/11/74

رشته و گرايش : زبان و ادبيات فرانسه

استاد مشاور : دکتر سهيلا فتاح

نام و نام خانوادگي : وجيهه هواکشيان

دانشکده : زبانهاي خارجي

استاد راهنما : دکتر سوسن بيضاوي

اساطير در رمان‌ جديد

چکيده

رابطه‌ دو طرفه‌ الهام‌ گرفتن‌ و تبعيت‌ از زمان‌ و مكان‌ ، از ادبيات‌ آن‌ قهرمان‌ اسطوره‌اي‌ «پروته‌» راساخته‌است‌ كه‌ مي‌توان‌ در هر موقعيتي‌ به‌ شكل‌ تجلي‌ كند . ادبيات‌ فرانسه‌ نمونه‌ بارزي‌ ازاين‌ قهرمان‌اسطوره‌اي‌ است‌ كه‌ در هر دوره‌ شاهد تحولات‌ و دگرگوني‌هاي‌ فراواني‌ بوده‌است‌ و از جمله‌ بهترين‌اين‌ تحولات‌ مي‌توان‌ به‌ انقلابي‌ كه‌ نويسندگان‌ سالهاي‌ 60-1950 در زمينه‌ داستان‌نويسي‌ ايجادكرده‌اند اشاره‌ كرد. اين‌ نويسندگان‌ كه‌ به‌ نويسندگان‌ رمان‌ جديد شهرت‌ يافته‌اند سعي‌ نمودنددگرگوني‌ همه‌ جانبه‌اي‌ در شيوه‌ داستانسرائي‌ و نحوه‌ تلقي‌ مفاهيم‌ رايج‌ در ادبيات‌ از آن‌ جمله‌ اسطوره‌ايجاد نمايند.

- اسطوره‌ چيست‌؟ آنچه‌ كه‌ از اين‌ كلام‌ در ذهن‌ ما جاي‌ گرفته‌ است‌، عالباً چيزي‌ جز اساطير يونان‌ وروم‌ باستان‌ و يا به‌ عبارتي‌ ديگر، داستانهاي‌ غير واقعي‌ و قهرمان‌ پرور نيست‌ . اما بدون‌ شك‌ تحولاتي‌كه‌ در عرضه‌ ادبيات‌ رخ‌ داده‌است‌ اين‌ واژه‌ را نيز دستخوش‌ تغييراتي‌ نموده‌است‌. داستان‌ خدايان‌پرتوان‌ و قادر، الهام‌ بخش‌ نويسندگان‌ شده‌ اند و هر كدام‌ به‌ شكلي‌ در نوشته‌اي‌ تجلي‌ يافته‌اند.

نويسندگان‌ رمان‌ جديد نيز براي‌ ترسيم‌ سيماي‌ انسان‌ سرگشته‌ قرن‌ 20 از اين‌ اساطير بهره‌جسته‌اند. آنان‌ با تلفيق‌ اين‌ داستانها و واقعيات‌ زندگي‌ روزمره‌ موفق‌ به‌ پرداختن‌ رمانهائي‌ شده‌ اند كه‌خالي‌ از جذابيت‌ نيستند.

- استطوره‌ و واقعيت‌ : پس‌ از آنچه‌ گفته‌ شد اين‌ چنين‌ استنباط‌ مي‌شود كه‌ ميان‌ اسطوره‌ و واقعيت‌رابطه‌ تنگاتنگي‌ وجود دارد.

بنابر اين‌ لازم‌ است‌ كه‌ نخست‌ به‌ بررسي‌ عميق‌ تر مفهوم‌ «واقعيت‌ » در ادبيات‌ و سپس‌ نزد ونويسندگان‌ رمان‌ جديد دارد. بنابر اين‌ لازم‌ است‌ كه‌ نخست‌ به‌ بررسي‌ عميق‌ تر مفهوم‌ «واقعيت‌ » درادبيات‌ و سپس‌ نزد نويسندگان‌ رمان‌ جديد بپردازيم‌. تا به‌ جايگاه‌ اسطوره‌ در رمان‌ جديد پي‌ ببريم‌.نتيجه‌ اينكه‌ آنچه‌ اكثريت‌ قريب‌ به‌ اتفاق‌ نويسندگان‌ به‌ عنوان‌ واقعيت‌ از آن‌ صحبت‌ مي‌رانندآن‌ واقعيت‌محض‌ دنياي‌ خارجي‌ نيست‌ بلكه‌ آميخته‌اي‌ است‌ از واقعيات‌ زندگي‌ روزمره‌ و تخيلات‌ و آمال‌ وآرزوهاي‌ نويسنده‌ پس‌ تنها وجه‌ تمايز نويسندگان‌ طرز نگرش‌ آنان‌ به‌ واقعيت‌ يا ذهنيت‌ آنان‌ است‌.

ـ اساطير فردي‌ و جمعي‌: در رده‌ بندي‌ اساطير ، منتقدان‌ جديد ( معتقد به‌ اصول‌ روانكاوي‌) در نقدآثار نويسندگان‌ به‌ اين‌ نكته‌ رسيده‌اند كه‌ با تجسس‌ در متن‌ كتاب‌ يك‌ نويسنده‌ (و نه‌ در زندگينامه‌ او)مي‌توان‌ به‌ افكار آرزوها و خواسته‌هايش‌ و يا به‌ عبارتي‌ ديگر به‌ اسطوره‌هاي‌ فردي‌ اش‌ پي‌ برد. دربخش‌ سوم‌ سعي‌ كرده‌ايم‌ به‌ تعدادي‌ از اين‌ اساطير فردي‌ و جمعي‌ (كه‌ ريشه‌ در عمق‌ تاريخ‌ بشري‌دارند) اشاره‌ كنيم‌.

- اساطير باستان‌ و رمان‌ جديد، نويسندگان‌ رمان‌ جديد سعي‌ ننموده‌اند تغييرات‌ بنيادي‌ دراساطيرباستان‌ ايجاد كنند، بلكه‌ با استفاده‌ از همان‌ داستانها البته‌ در غالبي‌ پر رمز و راز به‌ تجربه‌ وتحليل‌ انساني‌ پرداخته‌اند كه‌ خود را در هياهوي‌ زندگي‌ ماشيني‌ گم‌ كرده‌است‌ و ناتوان‌ از شناخت‌خويش‌ بي‌ هدف‌ به‌ اين‌ سو و آن‌ سو مي‌رود.

- و در نهايت‌ آنچه‌ كه‌ نويسندگان‌ رمان‌ جديد در پيچ‌ و خم‌ داستان‌ خود براي‌ نجات‌ اين‌ انسان‌ گم‌گشته‌ مطرح‌ مي‌كنند، چيزي‌ جز «خود شناسي‌» نيست‌ . پس‌، انساني‌ كه‌ خواهان‌ سازندگي‌ جامعه‌خويش‌ و فرداي‌ پر باز است‌، بايد سازندگي‌ را از خود آغاز كند و نقاط‌ ضعف‌ و قوت‌ خويش‌ رابشناسد و در رفع‌ ضعفها و تقويت‌ توانائيهاي‌ خويش‌ تلاش‌ كند و آنگاه‌ است‌ كه‌ مي‌تواند به‌ آرزوي‌ديرينه‌ خويش‌ دست‌ يابد.