تحصيلات تکميلي

تاريخ دفاع : 16/11/74

رشته و گرايش : زبان و ادبيات فرانسه

استاد مشاور : دکتر سهيلا فتاح

نام و نام خانوادگي : غلامحسين حسيني

دانشکده : زبانهاي خارجي

استاد راهنما : دکتر اکبر اصغري تبريزي

فضيلت‌ و خوشبختي‌ از ديدگاه‌ روسو

چکيده

ژاك‌ ژاك‌ روسو نويسنده‌ شهير قرن‌ هيجدهم‌ ادبيات‌ فرانسه‌ در تقابل‌ با اين‌ طرز نگرش‌ كه‌مي‌پندارد انسان‌ بنابر مقتضيات‌ فطري‌ اس‌ قادر نيست‌ همزمان‌ از فضيلت‌ و خويشتن‌ داري‌ وخوشبختي‌ بهره‌مند گردد، در دو اثر خود : هلوايز جديد La Nouvelle Helouseو «روياهاي‌ يك‌گردش‌ كننده‌ تنها» قصد دارد به‌ خوانندگانش‌ تفهيم‌ نمايد كه‌ چنين‌ تفكري‌ نادرست‌ بوده‌ و عكس‌ آن‌قابل‌ تحقق‌ مي‌باشد. بدين‌ معني‌ كه‌ نوع‌ بشر مي‌تواند با تكيه‌ بر خصوصيات‌ فردي‌ خويش‌ در زماني‌واحد هم‌ به‌ معيارهاي‌ ارزشي‌ و هنجارهاي‌ مورد پذيرش‌ عام‌ وفادار بماند و هم‌ آرزوهاي‌ خويش‌ راكه‌ در حالت‌ معمولي‌ تحقيق‌ آن‌ ميسر نمي‌باشد با حقيقت‌ ملموس‌ پيوند دهد.

در اين‌ تحقيق‌ دانشجو عزم‌ آن‌ داشته‌ كه‌ در دو مرحله‌ جريان‌ تحقيق‌ تمايلات‌ روسو را بررسي‌ كند.ابتدا با تكيه‌ و استناد به‌ اثر هلوايز جديد كه‌ روسودر آن‌ انعكاسي‌ از عشق‌ ناموفق‌ خود را به‌ تصئيركشيده‌ است‌، داستان‌ عشقي‌ مايوس‌ كننده‌اي‌ كه‌ در واقع‌ متعلق‌ به‌ زندگي‌ شخصي‌ وي‌مي‌باشد.ناموفق‌ از آن‌ روي‌ كه‌ مرور زمان‌ عشق‌ آقاي‌ (سنت‌ پروSaint-preux) را از دل‌ خانم‌ (وال‌ مارMme de wo;mar) يا همان‌ Julie دوران‌ جوانيش‌ نزودوده‌ و نهايتاً وي‌ بخاطر وفاداري‌ دوگانه‌ و هم‌زمان‌ به‌ هنجارهاي‌ فاميلي‌ و اجتماعي‌ از يك‌ سو و به‌ معشوقش‌ «سنت‌ پرو» از جانب‌ ديگر دركشاكشي‌ سهمگين‌ بين‌ دو تمايل‌ متضاد جان‌ مي‌سپارد و بنياد مدينه‌ فاضله‌ مورد علاقه‌ روسو بنا شده‌بر نخيلاتش‌ به‌ نابودي‌ مي‌كشد. آنگاه‌ در بخش‌ دوم‌ روسو در روشي‌ موفق‌ ليكن‌ جداي‌ از اجتماع‌خوشبختي‌ موعود خويش‌ را كه‌ ساليان‌ سال‌ در بيراهه‌ هاي‌ معاشرت‌ با همنوعان‌ بدنبال‌ آن‌ مي‌گشته‌،در عزلت‌ خود خواسته‌ و داوطلبانه‌اش‌ در دل‌ خلوت‌ جنگلها و بدور از هياهيوي‌ «برداران‌ بدجنس‌خود» در آعوش‌ مي‌گيرد و بر غم‌ تمايلات‌ دروني‌ انسانهاي‌ همنوع‌ كه‌ آرزومند اجتماعي‌ زيستن‌مي‌باشند، عزلت‌ و تنهايي‌ را به‌ عنوان‌ مامن‌ مطمئن‌ خويش‌ برگزيده‌ و بر چهره‌ خوشبختي‌ موعود ودور افتاده‌اش‌ بوسه‌ وصل‌ مي‌زند.