تحصيلات تکميلي

تاريخ دفاع : 20/6/74

رشته و گرايش : زبان و ادبيات فرانسه

استاد مشاور : دکتر سوسن بيضاوي

نام و نام خانوادگي : ياسين خوشحال رودپشتي

دانشکده : زبانهاي خارجي

استاد راهنما : دکتر حبيب اله گندم زاده

طبيعت‌ در آثار آنتوان‌ دو سنت‌ اگزوپري‌

چکيده

سنت‌ اگزوپري‌ نويسنده‌ انساندوست‌ و متعهد قرن‌ بيستم‌ خالق‌ آثار بسياري‌ است‌ كه‌ يكي‌ ازويژگيهاي‌ اين‌ آثار حضور چشمگير عناصر مختلف‌ طبيعت‌ است‌ كه‌ هر كدام‌ بيانگر نقش‌ و مفهوم‌خاصي‌ هستند. در اين‌ رساله‌ سعي‌ شده‌ است‌ تا با الهام‌ از سبك‌ نقد ادبي‌ فيلسوف‌ و منتقد قرن‌ بيستم‌«گاستن‌ باشلار" اين‌ مفاهيم‌ كشف‌ و نقش‌ آنها مورد بررسي‌ قرار گيرد.

قسمت‌ اول‌ اين‌ رساله‌ به‌ بررسي‌ عناصر زميني‌ طبيعت‌ تحت‌ عنوان‌ «طبيعت‌ دعوتي‌ براي‌ شناختن‌جهان‌ و خويشتن‌» اختصاص‌ يافته‌ است‌ و طبيعت‌ بعنوان‌ محلي‌ براي‌ خود سازي‌ و شناخت‌ خويشتن‌معرفي‌ شده‌ كه‌ در آن‌ انسانها ناتوانيهاي‌ جسماني‌ و توانائيهاي‌ روحاني‌ خود را تجربه‌ مي‌كنند. طبيعت‌زميني‌ با زبان‌ سمبليك‌ و اسرارآميزخود سعي‌ در گفتن‌ حقيقي‌ دارد كه‌ نويسنده‌ از آن‌ بعنوان‌ چهره‌واقعي‌ زمين‌ ياد مي‌كند و همواره‌ سعي‌ دارد تا اين‌ چهره‌ حقيقي‌ و پنهان‌ زمين‌ را كشف‌ كند. سرانجام‌سنت‌ اگروپري‌ با زبان‌ سمبليك‌ طبيعت‌ اين‌ چهره‌ زمين‌ را به‌ خواننده‌ خود معرفي‌ مي‌كند و آن‌ چيزي‌جز اين‌ نيست‌ كه‌ «زمين‌ منزلگاهي‌ موقتي‌ است‌ كه‌ انسان‌ در آن‌ با خود سازي‌ و شناخت‌ خويشتن‌خود را براي‌ سفري‌ متعالي‌ آماده‌ مي‌سازد.»

در قسمت‌ دوم‌، عناصر آسماني‌ طبيعت‌ تحت‌ عنوان‌ «طبيعت‌ دعوتي‌ به‌ عروج‌» مورد بررسي‌ قرارگرفته‌ است‌.عناصر آسماني‌ طبيعت‌ هر كدام‌ با زبان‌ اسرارآميز خود مخاطب‌ را به‌ عروج‌ مي‌خوانند.ميل‌ هميشگي‌ به‌ پرواز در انسانها بيانگر اين‌ عروج‌ روحاني‌ است‌ . سپس‌ در يك‌ بررسي‌ روان‌ شناسانه‌و روان‌ كاوانه‌ از پرواز به‌ اين‌ نتيجه‌ مي‌رسد كه‌ پرواز بيانگر ميل‌ غريزي‌ انسان‌ به‌ گريز از زمين‌ است‌ واين‌ گريز يك‌ فرار ساده‌ و معمولي‌ از جهان‌ مادي‌ نيست‌ بلكه‌ فرار از ظواهر دنيايي‌ و ديد سطحي‌انسان‌ از زندگي‌ و اشيا است‌ بسوي‌ ساختن‌ دنيائي‌ آرماني‌ و دست‌ يافتني‌.

در آخرين‌ قسمت‌ اين‌ رساله‌، تابلوي‌ واقعگرايانه‌ نويسنده‌ از جامعه‌ بشري‌ كه‌ در ماده‌ پرستي‌ غرق‌است‌ مورد تجزيه‌ و تحليل‌ قرار گرفته‌ و مفاهيم‌ مانند ايثار، رستگاري‌، تنهائي‌، كمال‌ حقيقي‌ و مرگ‌ درآثارش‌ بررسي‌ مي‌شود. پس‌ از اينكه‌ مرگ‌ بعنوان‌ عروج‌ متعالي‌ روح‌ انسان‌ بسوي‌ خدا معرفي‌ مي‌شودآخرين‌ فصل‌ رساله‌ تحت‌ عنوان‌ « خدا غايت‌ آمال‌ بشري‌ » شروع‌ مي‌شود و در اين‌ فصل‌ طبيعت‌بعنوان‌ روشني‌ بخش‌ راهي‌ كه‌ به‌ خدا يعني‌ كمال‌ مطلق‌ منتهي‌ مي‌شود مورد توجه‌ قرار مي‌گيرد.