تحصيلات تکميلي

نام و نام خانوادگي : نرگس تمدن

دانشكده : زبانهاي خارجي

استاد راهنما : دکتر مجيد يوسفي بهزادي

تاريخ دفاع : 19/10/85

رشته و گرايش : زبان فرانسه-ادبيات

استاد مشاور : دکتر زهره جوزداني

جايگاه وجدان در رمان سقوط اثر آلبرکامو

چكيده

در يکي از ميکده هاي آمستردام، مردي از خود و زندگي اش سخن مي گويد و سقوط تدريجي خود را مرحله به مرحله شرح مي دهد. ژان باتيست کلمانس روزي در پاريس وکيلي موفق و نمونه انساني درستکار و بي نقص بوده است. اما صداي خنده اي مبهم تمامي زندگي او را در دوگانگي عميقي فرو مي برد. قهرمان خود را مجبور مي کند تا بر گذشته اش نگاهي هولناک بيا فکند تا شايد منشا صداي خنده اي که او را احاطه کرده است بيابد.اما اين منشا چيزي نيست جز وجدان آگاه کلمانس! وجداني که در شک و ترديد عميقي فرو رفته است. آيا راه گريزي هست؟ آيا قهرمان داستان همان انسان بيگناهي است که جلوه مي کند؟

اين پايان نامه ماجراي جدال انساني است که به پستي و رذالت بشر امروز پي برده است. وجدان آگاه اين قهرمان بر عليه وجدان خفته خود و ديگران عصيان مي کند و کليه ابناء بشر را در دوزخ گناهکاري فرو مي برد. موضوع اصلي، ترديد و دوگانگي است . دراين جهان و در اين زمان هيچ کس نمي تواند خود رابي گناه بداند. کلمانس در پرتو ذهني هوشيار، دروغ و دورويي خود و ديگران را فاش مي سازد.تصويري که کلمانس از خود عرضه مي کند ناگهان تصوير خود ما مي شود. ما همه مجرميم!اين داستان آئينه تمام نماي روزگار ما و انسان امروز است.