تحصيلات تکميلي

نام و نام خانوادگي : جهانبخش لورگي پور

دانشكده : زبانهاي خارجي

استاد راهنما : دکتر سيد محمدتقي طيب

تاريخ دفاع : 5/7/85

رشته و گرايش : زبان شناسي همگاني

استاد مشاور : دکتر محمدرضا نصراصفهاني

نقش بينامتنيت در تكوين و تفسير بوف كور صادق هدايت

چكيده

نظريه بينامتنيت توسط ژوليا كريستوا در شرح نظريه منطق گفتگويي باختين ارائه گرديد. مطابق اين نظريه هيچ متني به تنهايي عمل نكرده و شكل‌گيري و تفسير هر متن تحت تأثير متون ديگر است. پس متن حاوي بينامتن هايي از ديگر متون مي شود. اگرچه در بينش پساساختارگرايان پي‌گيري بينامتن‌هاي يك اثر كاري غير‌ممكن است، امّا منتقدان ساختارگراي بينامتنيت اعتقاد دارند كه مي توان منبع دلالت‌هاي اثر را دريافت. در اين ميان، ژرار ژنت با ابداع واژه فرامتنيت به جاي بنيامتنيت، مسائل ديگري را نيز مطرح مي‌كند. وي فرامتنيت را به پنج بخش تقسيم مي‌نمايد كه عبارتند از: سرمتنيت، بينامتنيت، زبرمتنيت، ورامتنيت و پيرامتنيت. سرمتن، گونه اي است كه اثر در آن جاي مي‌گيرد، بينامتن حضور متني ديگر در متن مورد بررسي است. زبرمتن، متني است كه متن جديد بر اساس آن نوشته شده، ورامتن، آثاري را شامل مي شود كه به بررسي متن مورد نظر مي پردازند و پيرامتن شامل عناصري است كه جزء متن نبوده امّا در تعيين معناي اثر دخالت دارند. با اعمال اين نظريه بر روي بوف كور، دريافتيم كه مي‌توان گونه رمان رواني و سوررئاليستي را سرمتن آن دانست. همچنين از لحاظ بينامتني، اين اثر از بسياري منابع خارجي و داخلي تأثير پذيرفته است. زبر متن خاصي نيز براي آن شناسايي نشد. امّا از لحاظ ورامتني از يك طرف بوطيقا و از طرف ديگر نقادي ادبي با آن رابطه ورامتني دارند. ضمن مشخص كردن پيرامتن هاي آن، مهم‌ترين پيرامتن بوف كور كه در تفسير خوانندگان تأثير اساسي دارد، خودكشي هدايت، نويسنده آن شناخته شد.