تحصيلات تکميلي

تاريخ دفاع : 30/6/82

رشته و گرايش : زبان شناسي همگاني

استاد مشاور : دکتر سيد محمدتقي طيب

نام و نام خانوادگي : حدائق رضائي

دانشكده : زبانهاي خارجي

استاد راهنما : دکتر محمد عموزاده

استعاره در زبان فارسي بر اساس زبان شناسي شناختي

چكيده

موضوع استعاره در زبان، در طول قرنهاي متمادي مورد توجه دانشمندان علوم مختلفي چون ادبيات، فلسفه و زبان‌شناسي بوده است. ديدگاه سنتي كه اكثر مطالعات پيشينيان را تحت‌الشعاع قرار داده بود، استعاره را چيزي بالاتر از يك آرايه ادبي محض قلمداد نمي‌كرد. اما مطالعات زبانشناسان شناختي طي سه دهه اخير ، ماهيت جديدي براي استعاره تعريف كرده است. بر اساس برداشتهاي جديد شناختي، استعاره ديگر فقط يك ارايه ادبي يا تنها يكي از صور كلام نيست بلكه فرايندي فعال در نظام شناختي بشر محسوب مي‌شود. استعاره هاي مفهومي نقش اساسي در درك زبانمند ازمفاهيم بر عهده دارند. استعاره مفهومي در حقيقت الگوبرداري بين مفهومي مي باشد.تحقيق حاضر سعي دارد ماهيت استعاره و نقش شناختي آن را در زبان فارسي مورد بررسي قرار دهد. در اين راستا فرضيه اي طرح گرديده كه براساس آن استعاره و مفاهيم استعاري، در زبان فارسي، نقش اساسي در شكل‌دهي نظام شناختي زبانمندان دارند. علاوه بر ارزيابي اين فرضيه، تحقيق در پي يافتن چگونگي و فرايند رابطه بين استعاره و شناخت در زبان فارسي خواهد بود. اين كه آيا اين رابطه نظام مند است و مباني جهاني يا همگاني، و فرهنگي و اجتمايي، هر يك تا چه حد در شكل گيري استعاره هاي مفهومي در زبان فارسي نقش دارند، دو مساله ديگر پيش روي اين تحقيق مي گذارد. در اين راستا گردآوري داده‌ها از زبان روزمره ملفوظ و مكتوب فارسي معاصر آغاز شد. به دليل گستردگي عبارات استعاري در زبان روزمره دامنه گردآوري به چهار مفهوم خشم، دل، عقايد و زمان محدود گرديد و كار تجزيه و تحليل داده‌ها براساس معيارهاي شناختي و به ويژه چارچوب ليكاف و جانسون (1980) و مطالعات تكميلي ساير زبانشناسان آغاز گرديد.

نتايج و يافته‌هاي اين تجزيه و تحليل در راستاي اثبات فرضيه تحقيق بود و به عبارتي مشخص شد، استعاره‌هاي مفهومي به طور فعال در شكل‌دهي شناخت فارسي زبانان نقش دارند.و از طريق اين استعاره هاست كه فارسي زبانان مفاهيمي انتزاعي چون چهار مفهوم مورد بررسي تحقيق را به كمك مفاهيمي ملموس تر و عيني تر مي فهمند. از طرفي نظام‌مند بودن رابطه استعاره و شناخت به اثبات رسيد. همچنين بررسي استعاره هاي مفهومي فارسي نشان داد كه بخشي از استعاره‌ها در تطابق با مباني همگاني و مشابه زبانهايي مثل انگليسي شكل مي‌گيرند، و بخش ديگري از انها تحت تاثيرمباني فرهنگي، اجتماعي به وجود مي ايند. به عبارتي ماهيت الگوبرداريهاي استعاري و حتي ترجيح كاربرد يك استعاره مفهومي بر ديگري در زبان فارسي، تحت تاثير باورهاي فرهنگي، اجتمايي زبانمندان،در كنار مباني جهاني استعاره ها مي باشد.