تحصيلات تکميلي

نام و نام خانوادگي : يعقوب اميرسالاري

دانشكده : علوم تربيتي و روانشناسي

استاد راهنما : دکتر مريم فاتحي زاده

تاريخ دفاع : 3/7/86

رشته و گرايش : مشاوره- خانواده

استاد مشاور : دکتر محمدرضا عابدي

رابطه بين تعارض كار – خانواده و خانواده – كار با رضايت شغلي دبيران دوره دبيرستان فيروز اباد فارس

چكيده

هدف ازانجام پژوهش حاضر بررسي رابطه بين تعارض كار – خانواده وخانواده –كار با رضايت شغلي دبيران مرد و زن دوره دبيرستان فيروز آباد فارس بود. به اين منظور روش توصيفي از نوع همبستگي انتخاب شد. جامعه آماري شامل كليه دبيران دوره دبيرستان شهرستان فيروزاباد فارس مي باشد كه در سال تحصيلي 86-85 مشغول به تدريس بودند. جامعه آماري 376 نفر دبير راتشكيل مي داد كه 205 نفر دبير مرد و 172 نفر دبير زن بودند. نمونه گيري به شيوه تصادفي طبقه اي متناسب با حجم انجام گرفت به اين صورت كه 69نفر دبير مرد و 51 نفر دبير زن كه جمعاً 120 نفر را تشكيل مي دادند. ابزار مورد استفاده براي اندازه گيري متغيرها عبارتند از: پرسشنامه تعارض كار – خانواده از لذت ميرز، برلز و مك ماريان(1996)، پرسشنامه تعارض خانواده –كار از لذت ميرز، برلز و مك ماريان (1996)، پرسشنامه رضايت شغلي اسميت وهمكاران (1975)، پرسشنامه سلامت روان گلدنبرگ، پرسشنامه رضايت زناشويي اينريچ و همكاران، پرسشنامه ويژگي هاي دموگرافيك. پس از اجراي پرسشنامه ها روي گروه نمونه، داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS مورد تحليل قرار گرفت و نتايج زير به دست آمد: بين تعارض كار – خانواده و خانواده – كار تعارض هاي نقش زنان و مردان تفاوت معني داري مشاهده نشد، بين تعارض كار – خانواده ورضايت شغلي رابطه معكوس ومعناداري به دست آمد كه اين رابطه در گروه مردان معنادار نبود ودر گروه زنان معنادار بود. بين تعارض كار – خانواده ورضايت از زندگي و تعارض كار – خانواده ورضايت زناشويي رابطه معناداري نبود. رابطه بين رضايت كار – خانواده و سلامت روان دبيران هم در گروه مردان و هم درگروه زنان وهم در كل گروه معنادار بود. رابطه بين تعارض خانواده – كار ورضايت شغلي در كل نمونه ودر گروه مردان و هم درگروه زنان و هم درگروه معنادار بود. رابطه بين تعارض خانواده –كار و رضايت شغلي در كل نمونه و در گروه مردان معكوس ومعنادار بود. همچنين بين تعارض خانواده –كار و رضايت از زندگي در كل نمونه و در گروه زنان رابطه معكوس و معناداري به دست آمد. رابطه بين تعارض خانواده – كار و رضايت زناشويي هم در كل نمونه و هم در گروه مردان و زنان رابطه معكوس ومعناداري به دست آمد. رابطه بين تعارض خانواده – كار و سلامت روان نيز هم دركل نمونه و هم درگروه مردان و زنان معكوس و معنادار بود. رابطه بين تعارض نقش و رضايت از زندگي نيز در كل نمونه معكوس و معناداربود. رابطه بين تعارض نقش و رضايت زناشويي نيز هم دركل نمونه و هم درگروه زنان معكوس و معنادار بود و بالاخره رابطه بين تعارض نقش و سلامت روان در كل نمونه وهم دركل گروه مردان و زنان معكوس ومعنادار بود.

كليد واژه ها: تعارض كار – خانواده، تعارض خانواده – كار ، تعارض نقش، رضايت شغلي، رضايت زناشويي.