تحصيلات تکميلي

تاريخ دفاع : 24/1/78

رشته و گرايش : علوم تربيتي-مديريت آموزشي

استاد مشاور : دکتر قربانعلي سليمي

نام و نام خانوادگي : عباس خرم روز

دانشكده : علوم تربيتي و روانشناسي

استاد راهنما : دکتر سعيد رجائي پور

بررسي راههاي كاهش تعارضات بين كاركنان مدارس راهنمائي شهر اصفهان

چكيده

مدارس از جمله نظامهاي اجتماعي هستند كه در كليه فرآيندهاي آن انسانها و فعاليتهاي گروهي نقش اساسي دارند و شايد بيشتر از هر سيستم اجتماعي ديگر تعارض را تجربه مي‏نمايند. از آنجا كه وجود تعارض در بين كاركنان مدارس از جمله مسائل مهمي است كه فكر مديران را به خود مشغول كرده است،‌شناسايي و انتخاب شيوه مناسب در اداره آن ضروري است. هدف اصلي در اين پژوهش بررسي نظرات مديران، معاونان و دبيران مدارس راهنمايي درخصوص راههاي كاهش تعارض بين كاركنان مدرسه بود. سؤالات اساسي تحقيق شامل بررسي ميزان تأثير عوامل پنجگانه، (1) تأكيد بر مقررات ودستورات (2) شناخت افراد از وظايف خود و ديگران (3) بحث و مذاكره آزاد بين افراد،‌(4) مشاركت افراد در حل مشكلات مدرسه و (5) افزايش ارتباطات بين افراد در كاهش تعارض بود. ضمناً تافوت ميان نظرات كاركنان با توجه به متغيرهاي جنسيت، سابقه خدمت، مدرك تحصيلي و سمت آنها نيز بررسي شد. سپس تأثير شيوه‏هاي پنجگانه فوق از نظر كاركنان به تفكيك سمت آنها اولويت بندي گرديد.

در اين پژوهش از روش تحقيق توصيفي پيمايشي استفاده شد. جامعه آماري مشتمل بر 5377 نفر كه از اين تعداد 366 مدير،‌573 معاون و 4438 دبير از مدارس راهنمايي شهر اصفهان،‌در سال تحصيلي 78 – 77 بود. نمونه آماري از طريق روش نمونه گيري چند مرحله‏اي و تصادفي انجام شد و تعداد 55 نفر مدير، 120 نفر معاون و 147 نفر دبير جهت افراد نمونه انتخاب گرديدند. براي جمع آوري اطلاعات از پرسشنامه محقق ساخته استفاده گرديد كه شامل 45 سؤال بسته پاسخ براساس مقايس پنج درجه‏اي ليكرت و يك سؤال باز پاسخ بود. تجزيه و تحليل داده‏ها در دو سطح آمار توصيفي شامل ميانگين،‌درصد،‌ فراواني، نمودار و ضريب همبستگي و آمار استنباطي شامل، تك متغيره،‌كروسكال واليس(Wallis ـ Kruskal) و U من ويت ني (U - Mann - Whitney)، رگرسيون چندگانه (Regression Analysis) و فريدمن (Friedman) انجام پذيرفت.

نتايج حاصل از بررسي سؤالهاي اساسي تحقيق با توجه به آزمون t تك متغيره نشان داد كه عوامل پنجگانه مذكور در سطح زياد و خيلي زياد در كاهش تعارض بين كاركنان مؤثرند. ضمناً نتايج بدست آمده از آزمون «فريدمن» نشان داد كه براساس نظرات پاسخگويان «شناخت افراد از وظايف خود و ديگران» «افزايش ارتباطات بين افراد»، «تأكيد بر مقررات و دستورات»‌،‌«بحث و مذاكره آزاد بين افراد»،‌«مشاركت افراد در حل مشكلات مدرسه» به ترتيب بيشترين تأثير را در كاهش تعارض بين كاركنان دارند. بررسي بين نظرات كاركنان براساس متغير جنسيت نشان داد كه مديران و معاونان زن اين شيوه‏ها را بيشتر از مديران و معاونان مرد در كاهش تعارض مؤثر دانسته‏اند اماا در مورد دبيران، مردها بيشتر از زنها به تأثير شيوه‏هاي فوق در كاهش تعارض اعتقاد دارند. بررسي نظرات كاركنان با مدارك تحصيلي و سوابق خدمت مختلف نشان داد كه افراد با سابقه و با تحصيلات بيشتر به نقش اين شيوه‏هاي پنج‏گانه در كاهش تعارض بين كاركنان بيشتر از افراد كم سابقه و يا با تحصيلات كمتر تأكيد دارند،‌ در پايان اولويت بندي شاخصهاي مطرح شده در پرسشنامه براساس نظرات پاسخگويان نشان داد كه «فراهم نمودن زمينه رشد علاقه و روابط عاطفي بين مدير و كاركنان»، «درك روشن مدير از ويژگيها و مسائل كاركنان» و «فراهم نمودن زمينه ارتباطات دوجانبه و صميمانه» بيشترين تأثير و «مشاركت كاركنان در حل مسائل و مشكلات مالي و اداري» كمترين تأثير را در كاهش تعارض بين كاركنان دارند.