تحصيلات تکميلي

تاريخ دفاع : 30/4/83

رشته و گرايش : روابط بين الملل

استاد مشاور : دکتر محمدعلي بصيري

نام و نام خانوادگي : حسين قاسمي

دانشكده : علوم اداري و اقتصاد

استاد راهنما : دکتر حسين هرسيج

بازتاب انقلاب اسلامي در انديشه‌هاي اسكاچپل كدي آبراهاميان و الگار

چكيده

در حوزه سياسي ـ اجتماعي جوامع و نظامها، انقالاب از جمله وقايع و رخدادهايي مي‌باشد كه علاوه بر ايجــاد تحول و دگرگوني گسترده در تمامي عرصه‌هاي اجتماعي، سياسي، فرهنگي و ... بر حوزه نظريات انقلاب نيز تأثيرگذار است. تحقيق حاضر در پي بررسي تطبيقي نظريات اسكاچيل، كدي، ابوآهاميان و الگار پيرامون انقلاب اسلامي ايران مي‌باشد. اين پژوهش با استفاده ار روش مقايسه‌اي به نقاط اختلاف و اشتراك نظرات انديشمندان فوق پيرامون چگونگي شكل‌گيري و ريشه‌يابي روند منجر به انقلاب اسلامي ايران از يكسو و بررسي تأثير پديده انقلاب اسلامي ايران بر تئوري‌هاي موجود پيرامون «چرايي انقلابها» مي‌پردازد.

يافته‌هاي تحقيق حاضر نشان مي‌دهد كه علاوه بر وجود ديدگاههاي متفاوت پيرامون علل و عوامل زمينه‌ساز انقلاب اسلامي ايران، نظير ارائه رهيافت سياسي از سوي آبراهاميان و تأكيد بر «توسعه نامتوازن» و عدم توسعه سياسي همزمان با توسعه اقتصادي بعنوان عامل اصلي انقلاب و يا رهيافت ساختاري اسكاچيل مبني بر «نبود زير ساختارهاي متناسب» در ايران بعنوان عامل زمينه‌ساز انقلابي اسلامي ايران، علل و عوامل مشتركي نظير بحث «رهبري» يا «ايدئولوژي شيعه» بعنوان عوامل زمينه‌ساز انقلاب اسلامي ايران وجود دارد كه مشتركاً در ميان نظرات اسكاچيل، كدي، آبراهاميان و الگار در زمينه بررسي چرايي انقلاب اسلامي مطرح شده است.