تحصيلات تکميلي

تاريخ دفاع : 18/3/84

رشته و گرايش : علوم سياسي

استاد مشاور : دکتر سيد جواد امام جمعه زاده

نام و نام خانوادگي : خيام الزعبي

دانشكده : علوم اداري و اقتصاد

استاد راهنما : دکتر محمدعلي بصيري

تجزيه و تحليل روابط سياسي سوريه و ايران 2004–1979

چكيده

ايران و سوريه به عنوان دو كشور ريشه دار و كهن ، بويژه از زمان ورود اسلام داراي فرهنگ و تاريخي مشترك هستند . فرهنگ و تاريخ مشترك از زمينه هاي همكاري نزديك دو كشور است.

نگارنده معتقد است كه روابط دو كشور در دو دهه گذشته همواره حسنه و گسترده بوده است. اين روابط ناشي از عواملي چند در سطح منطقه است كه از جمله ؛ خروج مصر از اتحاديه عرب به خاطر انعقاد كمپ ديويد با مصر و در نتيجه واقع شدن سوريه در خط مقدم مبارزه با اسرائيل و رهبري جهان عرب ، پيروزي انقلاب اسلامي و ماهيت صهيونيزم ستيزي آن و نتيجه حمايت مقامات سوري از آن ، تجاوز عراق به ايران و حمايت سوريه از ايران در مقطع جنگ و در نهايت تهاجم اسرائيل به لبنان در سال 1982 مي باشند.

سوريه در دوران جنگ عراق و ايران از مواضع سياسي ايران در سطح منطقه و مجامع بين المللي حمايت كرد و با توطئه صدام حسين مبني بر عربي – فارسي جلوه دادن جنگ به مخالفت برخاست . در مقطع جنگ ، مقامات سوري با مشورت ايران خط لوله نفت عراق را كه از سوريه عبور مي كرد مسدود كردند . سوريها نيز در مقطع جنگ كه ايران تحريم تسليحاتي شده بود با ارسال تسليحات نظامي ايران را ياري كردند.

در مقابل جمهوري اسلامي ايران نيز از مواضع سوريه در قبال رژيم اسرائيل در سطح منطقه و جهان حمايت كرد . در اين راه علاوه بر حمايتهاي سياسي ، با كمكهاي مالي و اقتصادي خود از جمله نفت رايگان و نيز فروش نفت به زير قيمت جهاني سوريه را مدد رساندند.

دو كشور ديدگاههاي تقريباً مشابه و مشتركي از جمله در قضيه فلسطين ، لبنان و حضور قدرتهاي بزرگ در منطقه و امنيت منطقه اي عراق داشته اند و همين از عوامل نزديكي و همكاري دو كشور به شمار مي رود .

با خاتمه جنگ عراق و ايران و بحران كويت ، سوريه به عنوان ميانجي و واسطه بين ايران و كشورهاي عربي منطقه ، بويژه كشورهاي حوزه خليج فارس تلاش نمود. اين تلاشها امروزه به متصقه ظهور رسيده و بهبودي روابط ايران و عربستان در آينده نزديك ايران و مصر مرهون تلاش مقامات سوري است.

در روابط دو كشور نقاط افتراق نيز وجود داشته است . به عبارتي مقامات سوري در بعضي مواقع تصميماتي اتخاذ نموده اند كه با منابع ملي ايران مغايرت داشته است . در اين راستا مي توان به شركت سوريه در كنفرانس امان ( 1987 ) و مذاكرات آشتي جويانه با عراق در مقطع جنگ ، و شركت سوريه در اجلاس (2+6 ) اشاره كرد. به نظر نگارنده جمهوري اسلامي ايران بايد در صدد بهبود روابط خود با تمام كشورهاي منطقه و بلكه فرا منطقه باشد و از وابستگي خود به يك يا دو كشور منطقه بكاهد.

در دراز مدت نمي شود به اعتماد سوريها اطمينان حاصل كرد ، زيرا بر خلاف جمهوري اسلامي ايران كه اسرائيل را به رسميت نمي شناسد ، مقامات سوري در كنفرانسهاي صلح در حال مذاكره با رژيم اسرائيل زير نظر آمريكا هستند . بنابراين چنانچه بين سوريه و اسرائيل صلح منعقد شود و موانع فعلي ايران در قبال اسرائيل استمرار يابد. بدون شك روابط دو كشور ايران و سوريه از حالت كنوني خارج خواهد شد .