تحصيلات تکميلي

تاريخ دفاع : 71.8.4

رشته و گرايش : اقتصاد-علوم اقتصادي

استاد مشاور : دکتر هوشنگ شجري

نام و نام خانوادگي : مينا هاشميان

دانشکده : علوم اداري و اقتصاد

استاد راهنما : دکتر حسين پيراسته

كاربردهاي تحليلي جدول داده-ستانده

چکيده

موضوع‌ اين‌ رساله‌ با هدف‌ تشريح‌ نقش‌ جداول‌ داده‌ ـ ستانده‌ به‌ عنوان‌ متدي‌ قابل‌ اعتماد و در برنامه‌ريزيهاي‌ توسعه‌ و همچنين‌ ابزاري‌ قوي‌ در دست‌دولت‌ برگزيده‌ شد كه‌ در قالب‌ متدولوژي‌ مشروحه‌ زير تهيه‌ و تدوين‌ گرديد. مرحله‌ اول‌ به‌ بستن‌ جدول‌ داده‌ ـ ستانده‌، احتساب‌ ضرائب‌ درآمدي‌ و تعيين‌ كاربري‌ نسبي‌ فعاليتهاي‌ اقتصادي‌ اختصاص‌ يافت‌. جالب‌توجه‌ آنكه‌ در تكنيك‌ بخشهاي‌ مولد درآمد، منابع‌ و بخشهاي‌ سرمايه‌ بر داراي‌ اثرات‌ درآمدي‌ بزرگتر نسبت‌ به‌ منابع‌ كاربري‌ مي‌باشند. به‌ اين‌ ترتيب‌ ملاحظه‌ گرديد كه‌ فعاليتهائي‌ از قبيل‌ آردسازي‌ و برنج‌پاك‌كني‌ ، كشتار دام‌ و تهيه‌ و نگهداري‌ گوشت‌ خدمات‌ ملكي‌ و تجاري‌ ، توليد نوشابه‌ .... به‌ ترتيب‌ اولويت‌ از نظر مولديت‌ درآمد قرار مي‌گيرند. محاسبه‌ ضرائب‌ اشتغال‌ مشخص‌ نمود كه‌ صنايع‌ توليد فلزات‌ اساسي‌، يعني‌ عمدتاً صنايع‌ توليد فولاد، آهن‌ داراي‌ بالاترين‌ ضرائب‌ اشتغال‌اند. بررسي‌ ضرائب‌ افزايش‌ توليد نشان‌ داد كه‌ غالب‌ منابعي‌ كه‌ داراي‌ ارتباط‌ پيشين‌ با بخش‌ كشاورزي‌ هستند داراي‌ وابستگي‌ متقابل‌ قوي‌تري‌ با ساير بخشهاي‌ اختصاصي‌ بوده‌ و لذا تقويت‌ اين‌ صنايع‌ مي‌تواند به‌ رشد اقتصاد كمك‌ شاياني‌ بنمايد

گام‌ بعدي‌ به‌ ارائه‌ مدلي‌ جهت‌ تعيين‌ ميزان‌ خود كفائي‌ نسبي‌ بخشهاي‌ مختلف‌ مربوط‌ مي‌شود. در اين‌ مرحله‌ بخشهائي‌ كه‌ امكانات‌ بالقوه‌ براي‌ صادرات‌ را دارا هستند معرفي‌ شدند. به‌ تبع‌ نتايج‌ دو مرحله‌ نخست‌، مرحله‌ سوم‌ به‌ تعين‌ حق‌تقدم‌ پروژه‌هاي‌ سرمايه‌گذاري‌ و مقايسه‌ آن‌ با الويت‌هاي‌ پيشنهادي‌ برنامه‌ اول‌ توسعه‌ اقتصادي‌، اجتماعي‌ و فرهنگي‌ (72-1368) اختصاص‌ يافت‌. و نهايتاً آخرين‌ بخش‌ از مطالعه‌ به‌ جمع‌بندي‌ نتايج‌ و ارائه‌ رهيافتهائي‌ جهت‌ سياست‌گذاري‌ اقتصادي‌ اختصاص‌ يافت‌

ذكر اين‌ نكته‌ لازم‌ است‌ كه‌ هدفهاي‌ برنامه‌ريزي‌ براي‌ يك‌ كشور در زمانهاي‌ مختلف‌ يكسان‌ نبوده‌ و بستگي‌ به‌ مرحله‌ و ماهيت‌ توسعه‌ اقتصادي‌ و شرائط‌ موجود اجتماعي‌ دارد، اگر جه‌ ممكن‌ است‌ اين‌ اهداف‌ در مرحله‌اي‌ از زمان‌ مكمل‌ يكديگر باشند. اين‌ اهداف‌ شامل‌، نيل‌ به‌ اشتغال‌ كامل‌، تحصيل‌ حداكثر توان‌ رشد اقتصادي‌ و ارتقاء سطح‌ زندگي‌، تسريع‌ در امر صنعتي‌ شدن‌ و ارتقاء درجه‌ خودكفائي‌ به‌ ويژه‌ در زمينه‌ مواد غذائي‌ است‌. در اين‌ مطالعه‌ نيز تلاش‌ گرديد كه‌ با توجه‌ به‌ هر يك‌ از اين‌ اهداف‌، طبقه‌بندي‌ ويژه‌اي‌ از اولويت‌ بخشها در امر برنامه‌ريزي‌ و سرمايه‌گذاري‌ ارائه‌ شود