تحصيلات تکميلي

تاريخ دفاع : 30/11/80

رشته و گرايش : علوم سياسي

استاد مشاور : دکتر محمدعلي بصيري

نام و نام خانوادگي : محمدرضا ساماني

دانشكده : علوم اداري و اقتصاد

استاد راهنما : دکتر حسين هرسيج

تجزيه و تحليل مقايسه اي تساهل سياسي ميان نظريات سياسي جان لاك، محمد تقي مصباح يزدي و عبدالكريم سروش

چكيده

دنياداري و حكومتگري از لوازم اصلي زندگي اجتماعي بشر است. نحوه چگونگي اين دنيا داري در هر فرهنگ تحت تأثير مباني فكري ديني يا محصول خرد ورزي حاملان آن فرهنگ مي باشد . تساهل و تسامح نسبت به تفاوتها در عرصه انديشه و به تبع آن در عرصه عمل حدود و ثغور آن احصاء امور تساهل ناپذير همواره در حوزه سياست از اهميت فراواني برخوردار بوده است.

در اين زمينه فرهنگ سياسي غرب از تساهل به عنوان امري مذموم آغاز و در طي قرون به تساهل ليبرالي به عنوان مبناي فرهنگ غربي رسيد.

همانگونه كه گفته شد حكومت به عنوان لازمه زندگي اجتماعي انحصار به فرهنگ خاصي ندارد و اموري همچون تساهل و حدود آن نيز با هر تعريفي در اين چهار چوب موضوعيت مي يابد و در انحصار هيچ فرهنگ خاصي نيست و با پايه گذاري تمدن اسلامي از مدينه النبي تا به امروز در فرهنگ و تمدن اسلامي نيز مطرح بوده است.

ايران پس از پيروزي انقلاب اسلامي نيز از آنجايي كه داعيه دار حكومتي ديني است از اين قاعده مستثني نمي باشد. در اين دوره تفكرات تأثير گذار در حوزه اجتماع و سياست داراي دو گرايش اصلي است :

1) گرايش مدرسي يا كلاسيك ديني كه متغذي از بافت سنتي حوزه هاي علميه ديني است.

2) گرايش روشنفكري ديني كه علاوه بر تغذيه از مباني و متون ديني متأثر از مباني مدرنيته نيز ميباشد.

در اين پژوهش ضمن بررسي موضوع تساهل سياسي از هر يك از اين نظرگاههاي متعلق به فرهنگ غرب و فرهنگ اسلامي ايراني افرادي به عنوان شاخص مطرح و نظريات آنها مورد بررسي قرار گرفته است و وجوه اشتراك و افتراق ميان آنها بيان شده است.

از شخصيتهاي اصلي اين گرايشهاي فكري جان لاك از حوزه فرهنگ سياسي غرب محمد تقي مصباح يزدي و عبدالكريم سروش از حوزه فرهنگ سياسي اسلامي معاصر محوريت بحث را از آن خود كرده اند كه در متون رساله به تدقيق در پيرامون آن پرداخته شده است.