تحصيلات تکميلي

نام و نام خانوادگي : منصوره السادات صفوي همامي

دانشكده : علوم اداري و اقتصاد

استاد راهنما : دکتر عنايت اله يزداني- دکتر حسين هرسيج

تاريخ دفاع : 17/4/87

رشته و گرايش : علوم سياسي

استاد مشاور : -

تأثير جهاني شدن بر بنيادگرايي اسلامي در خاورميانه پس از جنگ سرد

چكيده

در اين پايان‌نامه مساله اصلي بررسي نسبت دو گفتمان جهاني شدن و اسلام سياسي است. با توجه به اين كه گفتمان جهاني شدن، گفتمان مسلط زمانه ماست و گفتمان اسلام سياسي نيز از گفتمانهاي مطرح در عرصه جهاني و بين‌الملل است، اين رساله تلاش مي‌كند تا تأثير گفتمان مسلط (جهاني شدن) را بر گفتمان اسلام سياسي بررسي كند. در واقع نحوة مواجهه گفتمان اسلام سياسي با گفتمان جهاني شدن از مسايل مهم زمانه ماست. اين نوشتار نحوه مواجهه اسلام‌گرايان با جهاني شدن را به بحث مي‌گذارد. جهت بررسي اين موضوع، تحقيق حاضر با استفاده از نظريه گفتمان لاكلائو و موفه اين بحث را دنبال مي‌كند. نظريه گفتمان لاكلائو و موفه نحوه ظهور، گسترش، هژمون شدن و بي‌قراري گفتمانها را توضيح مي‌دهد.

گفتمان جهاني شدن دال‌ها و نشانه‌هاي سياست بين‌الملل را با استناد به دال مركزي نئوليبراليسم صورتبندي مي‌كند. در مقابل گفتمان اسلام سياسي در پي آن است تا نشانه‌هاي سياسي و سياست بين‌الملل را با استناد به دال مركزي اسلام معنا كند. تلاش بر سر معنادهي به دال‌هاي شناور، سرانجام به مساله هژموني و مسلط شدن يك گفتمان باز مي‌گردد. گفتمان مسلط در نهايت معناي مورد نظر خويش را به نشانه‌ها تزريق مي‌كند. ماحصل بررسي نشان مي‌دهد كه هژموني گفتمان مسلط جهاني شدن، گفتمان اسلام سياسي را به بازنمايي جديدي از هويت خود، روبرو ساخته است.

امروزه صورتبندي تازه‌اي از گفتمان اسلام سياسي در خاورميانه تحت هژموني گفتمان جهاني شدن تحقق يافته است كه در مفصل‌بندي آن، دال‌هاي جديدي چون حقوق بشر، دموكراسي، اقتصاد آزاد و ... وارد مي‌شود.

كليد واژه‌ها: جهاني شدن، اسلام سياسي، بنيادگرايي ديني، گفتمان، هويت.