تحصيلات تکميلي

نام و نام خانوادگي : مجيد وجدي

دانشكده : علوم اداري و اقتصاد

استاد راهنما : دکتر حسين هرسيج- دکتر علي اميدي

تاريخ دفاع : 20/12/86

رشته و گرايش : علوم سياسي

استاد مشاور : -

تاثير استراتژي نظامي آمريکا بر امنيت ملي ايران از سال 2002 تا 2006

چكيده

با راه‌يابي جورج دبليو بوش از حزب جمهواي ‌خواه و با نگاه سنتي اقتدارگرا به چارچوب‌ها روابط بين‌الملل به کاخ‌سفيد و حادثه‌ي 11 سپتامبر، فرصتي تاريخي براي رهبري آمريکا فراهم گرديد. جورج دبليو بوش در قالب مبارزه با تروريسم، استراتژي تهاجمي خود را شکل داد. استراتژي مطلوب براي اين حرکت تهاجمي و همه‌گير که در نهايت مطلوب ‌نظر دستگاه تصميم‌گيري ايالات متحده قرار گرفت، استراتژي «جنگ پيشدستانه» بود. هدف اين پژوهش بررسي ابعاد سخت افزاري و نرم افزاري اين استراتژي و تاثير آن بر امنيت ملي ايران مي باشد. در اين راستا با استفاده از روش توصيفي تحليلي ضمن بررسي استراتژي نظامي«جنگ پيشدستانه» و تاثيرات محيط امنيت بين الملل، همچون فروپاشي اتحاد جماهير شوروي و ايجاد نظام تک قطبي و حادثه 11سپتامبر، بر تعيين اين استراتژي، به بررسي ابعاد سخت و نرم استراتژي بوش در قالب مبارزه با تروريسم و تاثير آن بر امنيت ملي ايران پرداخته شده است. مبارزه با تروريسم ، جنبه‌اي جهاني و جهان شمول دارد و ضروري مي‌سازد که آمريکا در همه جا براي مبارزه با اين دشمن جديد حضور داشته باشد. اين سياست ضرورتا " استراتژي پيشدستانه را مي‌طلبد که چارچوب مطلوبي را براي توجيه افزايش هزينه‌هاي نظامي، ايجاد اتحاديه‌ها و ائتلاف‌هاي جديد و حرکت‌هاي يک‌جانبه فراهم ‌آورد. شواهد نشان ميدهد كه سياست منطقه اي ايران در نقطه تقابلي با اهداف استراتژيك آمريكا و جهان غرب قرار دارد، تمامي ادبيات منتشر شده از سوي آمريكاييها به گونه اي سازماندهي شده است كه زمينه را براي جنگي از نوع جنگهاي نرم و سخت عليه اهداف امنيتي ايران فراهم آورند، هر چند استراتژي جديد آمريکا«جنگ پيشدستانه » بر ابعاد سخت افزاري همچون اشغال کشورهاي مستقل مخالف با سياستهاي سلطه گرانه آمريکا به بهانه مبارزه با تروريسم تاکيد دارد؛ ولي براي رسيدن به اهداف تعيين شده خود نياز به کاربرد مولفه هاي نرم افزاري و طرح شعارهاي فريبنده جهت مشروع جلوه دادن اقدامات جنگ طلبانه خود با استفاده از ابزارهايي همچون: ديپلماسي عمومي ، جنگ رواني و تبليغات گسترده دارد. اين ويژگيها عرصه سخت افزاري همچون جنگ پيشدستانه ، اشغال نظامي ، مبارزه با تروريسم و سلاحهاي کشتار جمعي را به حوزه هاي نرم افزاري چون ،ارزشهاي آزادي ، دموکراسي و حقوق بشر مرتبط مي سازد؛ به عبارتي از طريق تاثير گذاري بر انديشه زمينه لازم براي انهدام اقتدار ملي كشورهاي مخالف خود را فراهم مي آورد.

کليد واژگان: استراتژي، قدرت نرم افزاري، امنيت ملي، عمليات رواني، ديپلماسي عمومي