تحصيلات تکميلي

نام و نام خانوادگي : خدارحم سهرابي

دانشكده : علوم اداري و اقتصاد

استاد راهنما : دکتر احمد جالينوسي

تاريخ دفاع : 30/8/86

رشته و گرايش : علوم سياسي

استاد مشاور : دکتر سيد جواد امام جمعه زاده

نقش نفت خاورميانه در سياست خارجي ايالات متحده پس از جنگ سرد طي سالهاي 2006-1991

چكيده

منطقه خاورميانه بويژه خليج فارس يکي از مهمترين قطب هاي تامين نفت دنيا در نيمه دوم قرن بيست و يکم مي باشد. از ديرباز موقعيت سوق الجيشي و اقتصادي منطقه خاورميانه توجه کشورهاي قدرتمند جهان بخصوص ايالات متحده آمريکا را به خليج فارس جلب کرده است و اين کشورها در جستجوي کسب منافع مادي کلان و نفوذ در سرزمين هاي شرق به اين منطقه سرازير شدند.

مسئله اساسي در اين پژوهش اين است که نفت خاورميانه در سياست خارجي ايالات متحده پس از جنگ سرد جه نقشي داشته و برهمين اساس اين پايان نامه بدنبال تبين ميزان اهميت نفت خاورميانه در سياست خارجي ايالات متحده امريکا و ارتباط سياست تهاجمي منطقه اي ايالات متحده امريکا با مسئله نفت و بدنبال آن تاثير نفت بر هژموني سياسي ، اقتصادي و نظامي ايالات متحده مبتني بر يکجانبه گرايي بر جهان مي باشد.

ايالات متحده به عنوان بزرگترين مصرف کننده و وارد کننده نفت و نيز سومين توليدکننده نفت خام جهان و به عنوان بزرگترين اقتصاد ملي جهان پس از جنگ سرد چشم طمع به اين منطقه دوخته و اين منطقه را شاهرگ حياتي خود دانسته و با قدرت نظامي خود تأثيرگذارترين قدرت فرا منطقه اي درمنطقه خاورميانه و خليج فارس محسوب شده و با سياستهاي مختلف خود در خاورميانه، اين منطقه مهم و استراتژيک را مرکز ثقل استراتژي هاي خود دانسته و راهبرد هاي مهمي را در اين منطقه دنبال مي کند.

با توجه به نياز روز افزون کشورها به نفت بويژه صنعتي شدن برخي از کشورهاي آسيايي مانند هند،چين و همينطور وابستگي اروپاي غربي و ژاپن به نفت خاورميانه کنترل و تسلط آمريکا بر خاورميانه براي ايجاد هژموني ضروري است. جنگ دوم خليج فارس که منجر به عقب نشيني نيروهاي عراقي از خاک کويت شد و تهاجم به افغانستان به بهانه مبارزه با تروريسم و اشغال عراق به بهانه داشتن سلاحهاي کشتار جمعي متأثر از عامل نفت بوده است.

پيش بيني مي شود که در نيمه اول قرن بيست و يکم با کاهش و يا پايان پذيري ذخاير نفتي ساير نقاط جهان بر موقعيت و جايگاه راهبردي و ژئواکونوميک اين منطقه افزوده شود. در نتيجه نفت خاورميانه در سياست خارجي ايالات متحده آمريکا از جايگاه ويژه اي برخوردار است. اين رساله با روش توصيفي و تحليلي و بر اساس چارچوب نظري رئاليستها بويژه رئاليستهاي کلاسيک مانند مورگنتا و نئورياليستهاي ساختاري مانند کنت والتز نقش نفت خاورميانه را در سياست خارجي آمريکا در فرداي پس از جنگ سرد مورد بررسي قرار داده است.

واژه هاي کليدي: ايالات متحده امريکا-سياست خارجي-جنگ سرد-خاورميانه-خاورميانه جديد-اوپک-هژموني- استراتژي