تحصيلات تکميلي

نام و نام خانوادگي : سيده مطهره حسيني

دانشكده : علوم اداري و اقتصاد

استاد راهنما : دکتر حسين هرسيج

تاريخ دفاع : 30/7/84

رشته و گرايش : علوم سياسي

استاد مشاور : دکتر سياوش جعفري-دکتر عليرضا آقاحسيني

مقايسه نظري ميان چپ ايران در دهه اخير با نظريه انتقادي مكتب فرانكفورت

چكيده

افکار سوسياليستي و مارکسيستي در طول تاريخ انديشه نوين ايران نقش بسيار مهمي بازي کرده اند و اصول آن، نظريات و اعتقادات متفکرين و نظريه پردازان و مردم عادي را تحت تاثير خود قرار داده است. گرايش هاي چپگرايانه در قالب انديشه هاي مدرن وارد ايران شدند و همان گونه که از ماهيت تفکرات چپگرايانه انتظار مي رود به سرعت به جنبش هاي ضد وضع موجود تبديل شدند. در اين تحقيق به تاريخچه مارکسيسم و سوسياليسم قبل از انقلاب اشاره شده است تا هم ريشه هاي نظري اين انديشه آشکار شود و هم سابقه آن به عنوان يک جنبش در تاريخ ايران بررسي گردد. در ادامه تلاش شده است تاريخ چپ پس از انقلاب اسلامي توصيف شود و ميزان تاثر آن از يکي از نحله هاي مارکسيسم در اروپا يعني مکتب فرانکفورت تجزيه و تحليل گردد. در ادامه سير چپ در ايران بررسي شده است تا به اين سوال اصلي که «آيا بين «چپ هاي اصلاح طلب» در ايران و نظريه انتقادي مکتب فرانکفورت به عنوان يکي از نحله هاي مارکسيسم در اروپا رابطه وجود دارد؟» پاسخ داده شود. هدف اصلي تحقيق حاضر، مقايسه چپ ايران با چپ جهاني مي باشد و از اين ميان نظريه انتقادي مكتب فرانكفورت انتخاب شد. در پرتو اين مطالعه مشخص شد كه آرمانها و شعارهايي كه چپهاي ايراني مطرح مي كنند اصالت نظري ندارد، به عبارت ديگر جريان سياسي چپ در ايران بيشتر تابع شرايط محيطي است تا تئوري ها و آرمان هايي كه در قالب شعارهاي سياسي ارائه مي شوند. روش تحقيق در اين مطالعه، توصيفي- تحليلي با نگاهي تاريخي به قضايا است. در روش توصيفي تعريفي از مفاهيم اصلي موضوع پژوهش مانند چپ و چپگرايي، و نظريه انتقادي مكتب فرانكفورت در غرب داده شده است و پس از برشمردن ويژگي هاي چپ در ايران به مقايسه نظري آن با نظريه انتقادي پرداخته شده تا نقاط اشتراک و افتراق آنها مشخص شود. در بررسي تحليلي، اين مسئله که چرا چپ متاثر از غرب و نظريه انتقادي است، مورد تجزيه و تحليل قرار گرفته است. در تجزيه و تحليل سوالات و فرضيات پيش گفته از منابع کتابخانه اي و نيز مصاحبه هايي كه انديشمندان و فعالان در هر دو حوزه چپ و راست در ايران داشتند از طريق نمونه گيري غيرتصادفي استفاده شده است که البته قابل تعميم به کل چپگرايان و راستگرايان نيست. نيز از اسناد فعاليت چپگرايان و نيز مخالفان و رقيبان آنها در قالب بيانيه ها ، مصاحبه هاي روزنامه اي ، سايت هاي اينترنتي و مجلات تخصصي اين گروهها براي شناخت بهتر تاريخچه فعاليت آنها و نيز اصول نظري شان بهره برده شده است. فرضيه اصلي اين تحقيق كه بيان مي كند «چپ هاي مدرن در ايران تحت تاثير آراي نظريه پردازان انتقادي قرار دارند» در نهايت رد شده است. بر اساس يافته هاي اين تحقيق، جريان هاي سياسي در ايران چندان وابستگي فكري و نظري به جريان هاي سياسي يا فكري مركز ندارند و تحولات يا تغييراتي كه در سياست هاي آنها رخ مي دهد يا بر اساس منافع آني است و مبنايي پراگماتيستي دارد و يا اينكه جريان هاي به راه افتاده در سيستم جهاني آنها را با خود مي برد، بدون آنكه خود بدانند تحت تاثير كدام يك از جريانها قرار گرفته اند.