تحصيلات تکميلي

نام و نام خانوادگي : آسيه مهدي پور

دانشكده : علوم اداري و اقتصاد

استاد راهنما : دکتر حسين هرسيج

تاريخ دفاع : 16/9/84

رشته و گرايش : علوم سياسي

استاد مشاور : دکتر محمدعلي بصيري-دکتر عليرضا آقاحسيني

نقش مذهب در سياست خارجي يكجانبه گرايانه آمريكا

چكيده

نقش مذهب در سياست خارجي يکجانبه گرايانه آمريکا عنوان اصلي پژوهش حاضر با طرح پرسش علل تاثيرگذار بر سياست خارجي يکجانبه گرايانه آمريکابا استفاده از روش تحليلي – توصيفي به تحليل سياست خارجي آمريکا پس از جنگ سرد و خصوصا پس از حوادث 11 سپتامبر پرداخته است. سياست خارجي آمريکا متاثراز علل دروني و خارجي استراتژي هاي انزواگرايي و بين الملل گرايي را اتخاذ کرده و در اين راستا نقش و تاثيرعلل داخلي و خارجي در مقاطع مختلف از شدت و ضعف برخوردار بوده است. پس از فروپاشي اتحاد شوروي و پايان جنگ سرد بين الملل گرايي همچنان در راس سياست خارجي ايالات متحده قرار داشته دراين ميان رويکرد يکجانبه گرايي که نمونه آن در جريان حمله آمريکا به عراق نمايان شد به معني اقدام مستقل از نهادها سازمانها وائتلافات بين المللي در سياست خارجي آمريکا مي باشد. اما به دنبال حوادث 11 سپتامبر طرفداران يکجانبه گرايي در سياست خارجي آمريکا که در پي انتخابات 2000 توانستند در دولت جورج دبليو بوش موقعيت خود را تثبيت کنند ، بر چالش ميان چند جانبه گرايي ويکجانبه گرايي پايان داده و يکجانبه گرايي را به اصلي مسلم در سياست خارجي آمريکا مبدل ساختند. در اين ميان آنچه به اين اقدامات افراطي مشروعيت داده استفاده از اصول و ارزشهاي مذهبي مي باشد و نومحافظه کاران در کنار راست مسيحي توانسته اند با توسل به اصول و ارزشهاي مذهبي به اقدامات يکجانبه گرايانه از جمله حمله به عراق در سا ل 2003 بدون اعتناء به سازمان ملل و شوراي امنيت بپردازند. در تحليل علل يکجانبه گرايي در سياست خارجي ايالات متحده عوامل خارجي يعني تحولات ناشي از فروپاشي نظم دوقطبي و سقوط رقيب قدرتمندي چون اتحاد شوروي از يکسو و عدم اراده بين المللي جهت ايجاد ائتلاف عليه سياست هاي يکجانبه گرايانه و توسعه طلبانه آمريکا از سوي ديگر زمينه ساز تداوم اين روند شده است . اما دليل اصلي و محرک بوجود آورنده رويکرد يکجانبه گرايي در سياست خارجي آمريکا همانا در تفکر ارزشمدار و مذهبي حاکم بر کاخ سفيد که معتقد به برتري ارزشها و اصول آمريکا و جهانشمول سازي ارزشهاي آمريکايي هستند يعني دو طيف سياسي و مذهبي نومحافظه کار وراست مسيحي خلاصه مي شود.