تحصيلات تکميلي

نام و نام خانوادگي : مريم سيدي

دانشكده : علوم اداري و اقتصاد

استاد راهنما : دکتر حسين هرسيج

تاريخ دفاع : 2/4/86

رشته و گرايش : روابط بين الملل

استاد مشاور : دکتر محمدعلي بصيري

سياست خارجي آلمان پس از جنگ سرد با تکيه بر نقش قدرت غيرنظامي (2005-1990)

چكيده

آلمان كشوري است كه در تاريخ اروپا وجهان بسيارتاثيرگذاربوده ونقش موثري درجامعه بين المللي داشته است.سياست خارجي و امنيتي آلمان پس از اتحاد مجدد دستخوش تغييرات مهمي شد و آلمان متحد با مبارزه طلبي هاي جديدي مواجه شد. پس از اتحاد اين كشورتوانست مجدداً نقش يك بازيگر دولتي مستقل ر در عرصه بين المللي برعهده بگيرد و در بحرانهاي بين المللي نيز با احساس مسئوليت بيشتري اقدام كند. عوامل مختلفي درشكل گيري نقش جديد آلمان در سطح داخلي، منطقه اي وجهاني تاثيرگذار بودند، از آن جمله مي توان به فرآيند هاي تاريخي و تجربه پس از جنگ اشاره كرد كه آلمان ر بسوي همكاري با همسايگان و تعامل مثبت با نهاد ها و سازمان هاي بين المللي وجامعه دولت ها پيش برد. بر خلاف سياست هاي ناسيوناليستي افراطي آلمان در گذشته سياست هاي آلمان متحد بر  مبناي  چند جانبه گرايي و صلح بنا شد وتوجه به مباني ارزشي وحقوق بشرج‍زء اولويتهاي اصول سياست خارجي آلمان قرارگرفت.

هدف از نگارش اين رساله بررسي سياست خارجي آلمان از سال 1990 تا دوران حكومت شرودر/ فيشر مي باشد كه دراين رابطه سياست آلمان در چند بحران بين المللي مورد بررسي قرار مي گيرد. در اين طرح تحقيقاتي از «طرح نقش قدرت غير نظامي» به عنوان چارچوب تئوريک استفاده مي شود. نتيجه حاصل از تحقيقات به عمل آمده نشان مي دهد كه آلمان در اين برهه زماني در سياست خارجي خود نقشي نزديك به طرح نقشي يك قدرت غير نظامي را ايفا نموده است. مطالعه و تحليل رفتار سياست خارجي آلمان در بحرانهايي همچون جنگ دوم خليج فارس، بحران يوگسلاوي ، بحران افغانستان و جنگ سوم خليج فارس اين مسئله را به اثبات مي رساند. يافته هاي تحقيق حاكي ازاين است كه مهمترين عامل در شكل گيري نقش آلمان ورفتار سياست خارجي اين كشور، عامل افكار عمومي داخلي بوده است. روش تحقيق دراين پژوهش توصيفي –تحليلي خواهد بود.