تحصيلات تکميلي

نام و نام خانوادگي : جعفر حيدري

دانشكده : علوم اداري و اقتصاد

استاد راهنما : دکتر محمدعلي بصيري

تاريخ دفاع : 22/12/85

رشته و گرايش : علوم سياسي

استاد مشاور : دکتر سيد جواد امام جمعه زاده

بررسي ديدگاههاي موافقان و مخالفان طرح خاورميانه بزرگ

چكيده

در سالهاي اخير اصطلاح خاور ميانه زماني بيشترين کاربرد را داشته که مسئله صلح اعراب و اسرائيل مطرح شده است. تحولات ديگري چون انقلاب اسلامي‌در ايران، تجاوز عراق به ايران، حمله عراق به کويت و بروز جنگ دوم خليج فارس، حملات تروريستي 11 سپتامبر و سپس بحث از تشکيلات القاعده و نيز اشکال خاک عراق از سوي امريکا و انگليس و فروپاشي حکومت بعثي سبب شد که اصطلاح خاورميانه بسيار کاربرد بيابد، دليل چنين کاربرد گسترده اي، ويژگي يگانه خاورميانه است. امنيت جهاني با امنيت خاورميانه پيوند هاي چشم‌گير دارد؛ به ويژه امنيت اقتصادي کشور هاي صنعتي بسته به تداوم صدور نفت خام از اين منطقه است که براي اين کشورها حياتي و بسيار مهم است. در اين تحقيق با توجه به اصل طرح خاورميانه بزرگ زمينه‌ها، اهداف پيدا و پنهان، ديدگاههاي دولتها و نخبگان موافق و مخالف طرح در منطقه و خارج از آن واستفاده از نظريه دورکهايم که شرح آن در روش تحقيق خواهد آمد تلاش مي شود امکان تحقق طرح فوق مورد بررسي و تجزيه و تحليل قرار گيرد. روش تحقيق در اين اثر توصيفي- تحليلي و با ابزار كتابخانه اي و بر اساس نظريه دوركهايم مي باشد.تلاش اين پژوهش بر اين است که با توجه به نظريه دورکهايم مشخص سازد که آيا همبستگي مکانيکي و يا ارگانيکي يا هر دو ميان دولتهاي منطقه وجود دارد يا ندارد؟که در صورت وجود داشتن آن اجراي طرح امکان‌پذير و در صورت فقدان هر دو همبستگي و يا حداقل يک نوع همبستگي امکان پياده شدن طرح منتفي و يا حداقل با چالشهاي جدي روبرو خواهد شد. طرح خاورميانه بزرگ واکنش هاي بسيار متفاوتي را برانگيخته است. کشورهاي اروپايي نسبت به عملي بودن و موفقيت طرح خاورميانه بزرگ به ديده شک مي‌نگرند و نگرانند که سياست جديد آمريکا موجب تشديد بي ثباتي و فروپاشي دولت هاي منطقه گردد. از سوي ديگر، اروپا نگران است که نئومحافظه‌كاران آمريکا با استفاده از اين طرح ابتکار عمل در منطقه خاورميانه را از دست اروپائيان بربايند. دولتهاي منطقه که غالبا از پشتيباني مردم برخوردار نميباشند و از هر تغيير جدي هراسانند اين سياست را دخالت در امور داخلي خود ميدانند. بسياري از نيروهاي سياسي منطقه طرح خاورميانه بزرگ را يک طرح امپرياليستي با چهره دموکراتيک ميدانند که هدف آن گسترش هژموني آمريکا بر منطقه و دستيابي به ثروت نفت آن ميباشد. بسياري ديگر آنرا راه نجات خاورميانه از بنيادگرايي وحکومتهاي استبدادي ميدانند. عده‌اي براي طرح خاورميانه بزرگ اساسا ارزش استراتژيک قائل نيستند و آنرا يک حرکت تاکتيکي از سوي آمريکا براي منحرف ساختن افکار عمومي‌جهان نسبت به حمله به عراق ميدانند. برخي از منتقدين برآنند که با توجه به تجربه عراق طرح خاورميانه بزرگ اساسا منتفي و شکست خورده است. از سوي ديگر عده اي از سياستگذاران آمريکا تاکيد ميکنند که طرح خاورميانه بزرگ هنوز در آغاز راه است و خواهان بودجه و پشتيباني سياسي بيشتر براي اجراي اين طرح مي‌باشند.

عليرغم اختلاف نظرهاي فوق، غالب بازيگران صحنه سياست "خاورميانه بزرگ" ضرورت انجام اصلاحات سياسي و اقتصادي در منطقه تحت پوشش طرح خاورميانه بزرگ را ميپذيرند و معتقدند که خاورميانه از نظر ژئوپوليتيك و ژئواستراتژيك در دهه آينده نقشي كليدى در صحنه سياست جهان ايفا خواهد كرد.